تبليغاتX
psychology.mg
روانشناسي

منم من ميهمان هرشبت لولي وش مغمون

منم  من سنگ تيپا خورده رنجور

منم دشنام پست آفرينش نغمه ناجور

نه از رومم نه از زنگم همان بي رنگ بي    رنگم

مسيحاي  جوان من هوا بس ناجوان مردانه سرد است

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوي

در بگشاي

دلتنگم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 21:5  توسط محمد گنجويان  | 

كارم زجور چرخ به سامان نميرسد                   

  خون شد دلم ز درد  و  بدرمان نميرسد

چون خاك راه پست شدم ليك همچنان     

    تا آبرو نميرودم نان نميرسد 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 21:3  توسط محمد گنجويان  | 

حريفا  ميزبانا  ميهمان سا ل و  ما هت پشت در چون موج مي لرزد

تگرگي نيست مرگي نيست   صدايي گر شنيدي صحبت سر ما به دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم حسابت را كنار جام بگذارم

چه مي گويي كه بيگه شد  سحر شد بامداد آمد 

فريبت مي دهد بر آسما ن اين سرخي بعد از سحر گه نيست

حريفا گوش سرما برده است اين يادگار سيلي سرد زمستان است

و قنديل سپهر تنگ  منگان مرده يا زنده 

به تابوت ستبر     ظلمت نُه توي مرگ  اندوه پنهان است

حريفا رو چراغ باده را بفروز

شب با روز يكسان است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 20:59  توسط محمد گنجويان  |