سلام همكلاسيهاي عزيز خوبين خدا كنه كه خوب باشين من به قولم عمل كردم چند مطلب اكادميك توپ براتون گذاشتم خيلي باحاله راستي من تويه مقاله خوندم افراد متاهل سالم ترند زود تا دير نشده برين متاهل بشين.
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:32  توسط محمد گنجويان
|
در این نوع درمان آموزش ، پیشگیری و درمان برای کمک به خانوادهها ، کل خانواده را دربرمیگیرد. برای حل مشکل خانواده یا یکی از اعضا آن کل سیستم خانواده مور توجه قرار میگیرد و تلاش میشود علل بروز و عوامل تشدید کننده مشکل در داخل خانواده و در نوع روابط اعضا با یکدیگر مورد بررسی قرار گیرد. این شیوه از درمان مبتنی بر رویکرد سیستمهاست و معتقد است زمانی میتوان به رفع یک مشکل نائل شد که از نیروی تک تک اعضا استفاده کرد و عوامل تنشزا را مرتفع ساخت.
تاریخچه خانواده درمانی
تخصص و حرفه خانواده درمانی نسبتا جدید است و ظهور رسمی آن به دهههای 1940 ، 1950 و 1960 برمیگردد. در سال 1938 شورای ملی روابط خانوادگی شروع بکار کرد. در سال 1948 اولین اثر درباره زناشوئی درمانی توسط « بلامتیل من » منتشر شد و مطالعه خانوادههای اسکیزوفرنیک توسط « لایمن » صورت گرفت.
در خلال سالهای 1950 تا 1959 « ناتان آکرمن » رویکرد روان تحلیلی را برای کار کردن با خانوادهها مطرح کرد و « بیتسون » مطالعه الگوهای ارتباط را در خانواده آغاز کرد و « کارل ویته » اولین کنفرانس را درباره خانواده درمانی در سی ایسلند ایالت جورجیا برگزار کرد. اولین نشریه در خانواده درمانی در سال 1961 منتشر شد و شبکه ساز خانواده درمانی در سال 1976 و انجمن خانواده درمانی (AFTA) در سال 1977 شروع به کار کرد.
در خلال سالهای 1980 تا 1989 شیوههای تحقیق در خانواده درمانی متداول شد و رهبران جدیدی در خانواده درمانی ظهور کردند که بسیاری از آنان زن بودند. از سال 1990 به بعد رشد عضویت متخصصان در انجمنهای خانواده درمانی چشمگیر شد. خانواده درمانیهای متمرکز بر راه حل فراگیر شدند و بطور کلی جایگاه عمیقتری بین فنون درمانی حوزه روان شناسی پیدا کرد.
انواع نظریههای خانواده درمانی
رویکردهای نظری اصلی در حیطه خانواده درمانی عبارتند از: خانواده درمانی روان تحلیلی ، خانواده درمانی تجربیاتی ، خانواده درمانی شناختی رفتاری ، خانواده درمانی ساختی ، خانواده درمانی استراتژیک و خانواده درمانی متمرکز بر راه حل.
خانواده درمانی مبتنی بر روان تحلیلی
صاحبنظران اصلی آن ناتان آکرمن ، ویلیامسون ، لایمن واین و تئودور کیدز هستند که شیوه درمان آنها ریشه در نظریه فروید دارد. در این شیوه فرایندهای ناهشیار اعضای خانواده به یکدیگر مرتبط دانسته میشوند و اعتقاد بر این است که بایستی روی نیروهای ناهشیار که آسیب را بوجود آوردهاند، کار کرد. نقش درمانگر یک معلم یا والد یا مفسر تجربه است. فنون درمانی عبارتند از: تحلیل رویا ، انتقال ، رویارویی ، تاریخچه زندگی ، تمرکز بر نقاط قوت.
خانواده درمانی تجربیاتی
نظریه پردازان عمده آن ویرجینیا سیتر ، کارل ویته کر ، فرد دوهل و ... هستند که معتقدند مشکلات خانواده از سرکوب احساسات ، خشکی و انعطاف ناپدیری ، فقدان آگاهی ، مرگ عاطفی و استفاده بیش از حد از مکانیزمهای دفاعی ریشه میگیرد.
در این رویکرد خانواده درمانگر تلاش میکند انعطاف پذیری ، صمیمیت ، عزت نفس ، پتانسیل برای تجربه را در خانواده افزایش دهد و از فنون مجسمه سازی ، صحنه آرایی خانوادگی ، شوخی ، مصاحبه با عروسکهای خانواده ، هنردرمانی خانواده ، بازی نقش ، بازسازی خانواده و ... استفاده میشود.
خانواده درمانیهای رفتاری و شناختی _ رفتاری
نظریه پردازان عمده آن ویلیام مسترز ، ویرجنیا جانسون ، جوزف ولپه ، بندورا و ... هستند. این شیوه درمانی بر اساس نظریههای رفتاری و شناختی معتقد است، رفتار از طریق پیامدها ابقا یا حذف میشود. رفتارهای نامناسب را میتوان اصلاح کرد. همینطور شناختهای غیر منطقی را میتوان اصلاح کرده و در نتیجه در تعامدات و رفتارهای زوجی یا خانوادگی تغییر ایجاد کرد.
درمانگر نقش یک معلم و متخصص تقویت کننده رفتارهای مناسب را بازی میکند. در این رویکرد از فنون درمانی تقویت منفی ، تعمیم ، خاموش سازی ، اقتصاد پتهای ، گریز ذهنی ، عبارات مقابلهای منطقی ، سرمشق دهی و ... استفاده میشود.
خانواده درمانی ساختی
سالوادور مینوچین ، مونتالوو ، فیشمن ، روزمن و ... نظریه پردازان اصلی این شیوه از خانواده درمانی هستند که کارکرد خانواده را متضمن ساخت خانواده ، زیر منظومهها و مرزها میدانند. درمانگران نقشه خانواده را بطور ذهنی ترسیم میکنند و در پیاده کردن ساخت مناسب خانواده تلاش میکنند و در واقع همچون کارگردان تئاتر عمل میکنند. فنون درمانی عبارتند از: بازسازی ، الحاق ، تشدید پیامها ، مرزسازی و ... .
خانواده درمانیهای استراتژیک ، سیستمی و متمرکز بر راه حل
این سه رویکرد روشمدار و کوتاه مدت هستند که هر سه مرهون کار میلتون اریکسون میباشند و از میراث مشترکی برخوردارند. هدف ، شیوه کار و فنون مورد استفاده در این سه رویکرد مشابه یکدیگر است و از فنونی چون باز تعبیر ، کمرنگ کردن تعبیر و تفسیر ، تعیین تکالیف شاق ، تکیه بر فرایند سوالات حلقوی ، تمرکز روی راه حلهای فرضی ، تعیین کردن تشریفات و ... استفاده میشود.
خانوادههایی که از فرایند خانواده درمانی بهره میبرند، عبارتند از: خانوادههای دارای عضو معتاد یا بیمار روانی و همچنین خانوادههای دارای عضو مبتلا به اختلالات جسمی که به نحوی روی کارکرد خانواده تاثیر گذاشته است ، خانوادههای طلاق گرفته ، ازدواج مجدد کرده ، فوت یکی از اعضا ، خانوادههای دارای مشکلات اقتصادی ، فرهنگی و ... .
خانوادههای دارای مشکل اغلب به صورت غیر مستقیم مثلا مشکلات تربیتی کودکان ، ناراحتیهای روحی یکی از اعضا و یا تصمیم گیریها و کمک برای حل مشکلات سطحیتر به متخصصان مشاوره و روان شناسی مراجعه میکنند و در طول مشاورههای فردی نیاز به توجه به نقش خانواده در بروز مشکل شکل میگیرد و برحسب رویکرد درمانگر ، روند درمان تداوم مییابد.
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:26  توسط محمد گنجويان
|
زن موفق
زن موفق زنی است که کانون خانواده را بستر آرامش همسربوستان رویش جوانه های وجود وشکوفایی همه استعدادهای برتر می سازد ؛ چرا که آرامشروان؛ احساس امنیت خاطر ومحبت وعطوفت متقابل خمیر مایه تفکر پویا وخلاق ولازمه هرنوع نوآوری وخلاقیت ذهنی ورشد وکمال آدمی است . بنابر این ؛ نیاز است که زنان خانهدار از چند ویزگی خاص برخوردار باشند تااز این طریق سلامتروانیوجسمانی خانواده رافراهم آورند .
امروزه ریشه ی بسیاری از اختلال هایروانیوغالب بیماری هایروانی - تنی را می توان دراضطراب و نا ارامیروانیوتنش های عاطفی جستجو کرد . بی تردید غالب کشمکش های خانوادگی؛ سردی هاو بی تفاوتیها ؛ بی رغبتی ها وخانه گریزی ها ؛ بد زبانی ها وستیزها ؛ جدایی ها وطلاق ها بین زنو شوهرها به دلیل فقدان آرامشروانیدر کانون خانوادهوروابط فی مابین ؛ احساس ناامنی وعدم توجه به نیازهایروانیو عاطفی است . لذا باعنایت به این حقیقت می توان اذعان نمود که خانواده برتر ؛ خانواده ای است که در آنزندگی زوجین وسایر افراد خانواده از بیشترین آرامشروانیبرخوردار باشد ووجودشانارزشمندترین نقش ووالاترین ارج متوجه وجود پر مهر وشخصیت آرامش بخش زن است .
سلامت جسمانی بسیاروابسته ونزدیک به سلامتروانیاست . عوامل چندگانه ایهمچون جذابیت ، تناسب کلی بدن، وزن بدن ، خودپنداره یا تصور از خود ، عزت نفس ،منزلت اجتماعی و تعامل با دیگران ، هم برجنبه های جسمانی وهم برجنبه هایروانیتأثیر می گذارند. بههمین دلیل مهارت تعادل بخشی وتناسب دهی بین سلامت جسمی وسلامتروانینیز ازجمله مهارت هاییاست که موجب سلامت کلی ومیزان رضایتمندی فردی انسان از زندگی می شود .
انسان در دوران زندگی با مشکلات زيادی مواجه می شود که به علل مختلف قادر به تصميم گيری وپيداکردن مناسب ترين راه حل نمی باشد.
دانش مهارت های زندگی به ما کمک می کند تا تصميم مناسب واثربخشی برای حل مشکلات بگيريم .اما تراکم مشکلات ومسئوليت ها ی مختلف اين اجازه را به ما نمی دهد که خودمان بتوانيم اين دانش را درونی کنيم . به همين دليل بايد به سراغ کارشناسان و متخصصين اين علم برويم .يکی از بهترين ودر دسترسترين کارشناسان آگاه به علم مهارت زندگی مشاورين هستند . ضمن انکه يکی از مهم ترين دلايل استفاده از اين کارشناسان نيز ميل به بهبود مستمرورشد فردی واجتماعی زنان می باشد .بنابراين ياری خواستن از افراد واجد شرايط می تواند در حل مشگل وتصميم گيری مناسب کارساز باشد.
از آنجایی همه زنان در دهه های اخیر به دنبال کسب حقوق از دست رفته ی خود بوده ونمی دانند چه کسانی مسبب اصلی این پیشامد تاریخی می باشند وبه جای دستیابی معقولانه به این حقوق تصمیم به نابودی هویت یک زن شایسته وموفق دارند من را براین داشت وبلاگی با موضوع روانشناسی زنان تهیه کنم تا با کمک وراهنمایی دیگر دوستان بتوانم از تجربیات واطلاعاتی که می تواند برای تمام زنان ودخترانی که می خواهند درعین دستیابی به حقوق خود ارزش وجودی خویش را نیز ازدست ندهند رهگشایی باشد فلذا از تمامی دوستانی که می توانند مرا در دستیابی به این امر یاری رسانند تقاضا می کنم مطالب خود را درقالب نظرات برایم ارسال نمایند . امید وارم مخاطبانی که این وبلاگ را مرور می کنند بی تجربگی مرا در وبلاگ نویسی وارائه مطالب به صورت مبتدی بخشوده ومرا در این امر یاری نمایند . مطالبی که اکنون می خواهم برایتان بازگو نمایم از کتاب :"مهارت های زندگی زنان خانه دار" نوشته ی خانمها: دکتر سوسن سیف –دکتر مه سیما پور شهریاری – مهر انگیز شعاع کاظمی – محبوبه قسامی می باشد :
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:13  توسط محمد گنجويان
|
مقدمه
شاید هیچ نهضت و یا مکتبی به اندازه مکتب روانکاوی بر نظرات وفعالیتهای روانشناسان امروزی تاثیر نداشته است. این تاثیر هنگام صحبت در موردمسائلی چونرشد،شخصیت،انگیزشو ... نمود بیشتری پیدا میکند. باآن که عدهای از روانشناسان و مخصوصا در دهههای اخیر ، آیزنک و همکارانش به علمیبودن این نظریه سخت مشکوک شدهاند و انتقادات فراوانی به آن نمودهاند معهذا تئوریو روش روانکاوی هنوز فعالیتهای روانشناسان را در زمینههای مختلف به شدت تحتتاثیر قرار میدهد.
آیا یک مکتب روانکاوی ثابت وجود دارد؟
میتوان گفت که در حال حاضر یک مکتبروانکاوی وجود ندارد، بلکه از زمانفرویدتا کنون که موسس این مکتب است، مکاتب مختلفی در این زمینه ایجاد شدهاست. حتی فرویدنیز در زمان حیاتش بسیاری از نظریات اولیه خود را تغییر داد. همکاران فروید مانندیونگ ، آدلر و رانک و دیگران چه در زمان او و چه بعد از او در ساختمان و روشهایآنالیز تغییرات محسوسی ایجاد کرده و در حقیقت مکاتب جدید ارائه دادهاند. به ایندسته از روانکاوان ،نو روانکاوانگفتهمیشود.
اصول اساسی روانکاوی
غریزه در روانکاوی
اصل لذت و اصل واقعیت
ساختمان شخصیت
غریزه در روانکاوی
مانند تئوریهای پویا نظریه روانکاوی بر اساس انگیزهموجود استوار است. و به این علت اساس یک تئوری محسوب میشود. بر اساس این تئوریخصوصیات روانی موجود را باید بر اساس حقایق و وقایع گذشته مورد توجه قرار داد وماهیت آنان را بر این اساس شناخت. فروید برای نیروها یا قوایی که سبب انگیزش رفتارانسان میشود، اصطلاح غریزه را بکار میبرد، البته این اصطلاح سبب سو تفاهمهاییشدهاست. زیرا نیروهایی که فروید به آن اشاره میکند معنای غیر قابل تغییر پذیریغریزه را نمیدهد. بلکه به گفته فروید بعضی از این نیروها تحت تاثیر شرایط محیط وبر حسب هدف آنها قابل تغییرند.
به نظر فروید دو دسته انگیزه یا غریزه اصلیدر انسان وجود دارد که هر دو ماهیت زیستی یا بیولوژیک دارند. اولین دسته شاملاحتیاجات ساده جسمانی از قبیل گرسنگی، تشنگی، دفع و تنفس میشوند. این کششها براساس تغییرات جسمانی ایجاد میشوند، ارضا آنها حیاتی است و هدف آنها را نمیتوانتغییر داد و بنابراین تنوع زیادی در این احتیاجات وجود ندارد. از نظر فروید ایننیازها از دیدگاه روانشناسی اهمیت زیادی ندارند. فروید گروه دوم احتیاجات را براساس تجاربی که با بیماران نوروتیک داشت طبقهبندی نمود.
این دسته احتیاجاتدو نوعند. یکی انگیزه زندگی و غریزه مرگ. نوع اول انگیزه های جنسی را در بر میگیردو غالبا به آن لیبیدو میگویند. لغت جنسی ، سو تفاهم زیادی را سبب شده است. درصورتی که منظور فروید از این لغت نسبت به آنچه که معمولا از آن درک میشود، معنایبسیار وسیعتری دارد. در حالی که هدف غریزه زندگی صیانت است، ادامه زندگی، تکاپو وسازندگی است. هدف غریزه مرگ از بین بردن خود ، خودکشی ، دیگر کشی و امثال آن است. موضوع غریزه مرگ مورد انتقاد شدید روانشناسان قرار گرفت.
اصل لذت و اصل واقعیت
اصل لذت بر حذر کردن از درد و رفتن به طرف لذت یاکاهش تنش اشاره دارد. به نظر فروید فعالیت اصل واقعیت دیرتر از اصل لذت در انسانایجاد میشود. کودک از بدو تولد تابع اصل لذت است، ولی اصل واقعیت در اثر محیط و بهتدریج در او ایجاد خواهد شد. وقتی کودک درمییابد که تمایلات آنی او برای دریافتلذت با هدفهای بزرگتری مغایرت دارد، سعی میکند واقعیت را قبول نماید.
ساختمان شخصیت
روانکاوی شخصیت انسان را از سه دسته خصوصیات اصلی میداندکه آنها رااید،ایگووسوپرایگونامیدهاند، که در زبان فارسی به ترتیببهنهاد،خودوفراخودترجمه شدهاست. نهاد عبارت است از منشا ومنبع تمام انرژیهای غریزی به عبارت دیگر تمام تمایلات خام ، کنترل نشده، غیراجتماعی بدون جهت و اولیه انسان را نهاد مینامند. همزمان با رشد تدریجی کودک وفهمیدن این مطلب که قادر به ارضا تمام تمایلات خود نیست قسمت دوم شخصیت که خودمیباشد، برای کنترل خواستههای نهاد به وجود میآید.
اگر چه ، خود ، درحقیقت از نهاد جدا میشود و از آن نیرو میگیرد، ولی در واقع بر اثر تجارب کودک ازمحیطش شکل میگیرد. هدف خود ، این است که به نهاد جهت دهد ، آن را کنترل کند و ارضامیباشد. فراخود ، تقریبا شبیه آن چیزی است که در اصطلاح متعارف ، وجدان نامیدهمیشود. فراخود در اثر درونفکنی معیارهای اجتماعی ایجاد میشود که پس از مدتی خودخرد را برای انجام اعمال درونی راهنمایی میکند. رابطه میان این سه دسته از عواملشخصیت انسان را میسازد. نهاد ، هدف لذت طلبی دارد، فراخود هدف منع کننده و خود ،هدف واقع بینی تعاملدهنده.
]
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:6  توسط محمد گنجويان
|
سلام :این اقا بهزاد همکلاسی عزیز روی مارو رو سفید کرد دستش درد نکنه که اینقدربه فکر ماست تنها از بچه های کلاس اقا بهزاد هست که که یه سری به وبلاگ .... ما میزنه بابا ای ول
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 1:50  توسط محمد گنجويان
|
هدف از ایجاد این وبلاگ این بود که از پس این اساتید کار عملی میدن ما هم که وقت نمیکنیم امدیم این وبلگ رو طراحی کردیم تا اونهایی که ترم پایین ترم هستند (از ما که گذشت ) دیگه نرن 3 ماه بشینن کار عملی انجام بدن بیان یه سری به وبلاگ بززن هرچی که خواستن ببرن دعا هم بکنن به جونی من با تشکر خدا حافظ.