تبليغاتX
psychology.mg

psychology.mg

روانشناسي

تحقيق در باره مشكلات يادگيري با شاخه ناتواني در يادگيري
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:30  توسط محمد گنجويان  | 

مقدمه:

گفته شده است كه ناتواني هاي يادگيري نمايانگر يكي از بزرگترين و شايد جنجال بر انگيز ترين ،مقوله هاي  اموزش و پرورش ويژه است (لارسن،1976) بهكار گيري گستره كاملي از قبرنامه هاي مخصوص كودكان و نوجوانان ميتلا به ناتواني يادگيري در مدرسه هاي همگاني ،ايجاد سازمانهاي تخصصي ، انتشار مجله ها ، و برقراري معيار هاي مورد گواهي در اين زمينه بازتابي از افزايش علاقه همگاني به اين مساله است . افزون بر اين تاكنون 47 ايالت در تشكيلات اداري خود از مقوله ناتوانيهاي يادگيري ياد كرده اند .در اينجا انچه كه بيشتر لز همه مورد توجه قرار گرفته است ويژگي هاي بخصوصي است كه مشخص كننده افراد مبتلا به ناتوانيهاي يادگيري است. تعريف ناتواني هاي يادگيري چنين مي گويد كه افراد مبتلا به اين مشكل با ساير كودكاني كه در كلاس در مقابل معلم قرار مي گيرند متفاوتند. بي ترديد باور ما بر اين است كه مسووليت نخستين متخصصان ناتوانيهاي يادگيري ،هماهنگ كردن تلاشهاي دست اندر كاران در اين زمينه است . به اعتقاد ما متخصص ناتوانيهاي يادگيري  بابد به طور قطع در طرح اغازگري و تداوم برنامه هاي اموزشي براي دانش اموزان مبتلا به ناتوانيهاي يادگيري كوشا باشد. ساليان درازي است كه كودكاني كه يادگيريشان باتواناييهاي هوشيشان متناسب نيست مورد توجه متخصصان تعليم و تربيت بوده اند .وايدرهولت در نظريه تاريخي خود پيرامون اموزش و پرورش مبتلايان به ناتواني هاي يادگيري اشاره مي كند كه ريشه هاي علمي وفلسفي علاقه مندي به دانش اموزان مبتلا به ناتواني يادگيري احتمالاٌ به قدمت خود علم و فلسفه است . در عين حال گستره دلبستگي  كنوني به كودكان معلول ان گونه كه در قانون عمومي 142-94 ميبينيم يا دقيقتر بيان كنيم  دامنه علايق فعلي به ناتوانيهاي يادگيري  در تاريخ خدمات اموزشي براي كودكان استثنايي بي سابقه و بي همتاست.

 

 

 

 

 

 

اختلالت يادگيري

نارساييهايي ها و اختلا لات يادگيري  يك اصطلا ح  كلي است كه شامل يك گروه نا همگون از دشواري هاي يا دگيري است  كه به صورت هاي گو نان ما نند مشكلات اسا سي در گوش دادن صحبت كردن خواندن نوشتن استد لال كردن يا توانايي درك ريا ضي متجلي مي شود 0اگر چه نارساييهاي ويژه در ياد گيري ممكن است در دانش آموزان ساير طبقات استثنايي نيز وجود داشته باشد براي آسيب هاي حسي عقب ماندگي ذهني آشفتگي هاي اجتما عي و هيجا ني تدريس نا كافي يا نا مناسب محرو ميت هاي محيطي و فرهنگي اما اين امر در نتيجه ي اين شرايط آنها نيست 0

بسياري از دانش آمو زان در طي دوران تحصيلي خود دچار افت تحصيلي مي شوند اين مسا له ناشي ا ز بروز يك نوع آشفتگي در در مسير ياد گيري آ نان است كه البته به ميزان هوش آنها ارتبا طي ندارد . درصداين دانش آموزان بسيار بالاست و متا سفا نه در اكثر موارد درمظان اتهام كم هوشي و كم استعدادي قرار مي گيرند .

اين گو نه مشكلات تنها منجر به افت تحصيلي و اتلاف اقتصاد خا نواده و كشورنمي شود بلكه به خاطر عدم آگا هي صحيح و درست معلمان ووالدين در اكثر مواقعبه سرزنش وتحقيردانشآموزان منجر شده و حس ناخو شايند خود ضعيف پنداري و كاهش اعتماد به نفس رادر روح پاكشان به وجود مي آورد و چه بسا بسياري از اين مشكلات قبل از ورود به دبستان و يا همان اول دبستان قا بل پيشگيري هستند و مي توان ب صرف زما ني  اندك علل مشكل را شنا سايي ودر مان كرد 0سپس معلمان و مربيان اگر از اطلا عات كا في و مها رت هاي لازم بر خوردار نباشد ممكن است بسياري از اختلالات را در كودك تثبيت كنند. چنان چه از تعريف نا توا ني ها ياد گيري در مفهوم خاص آن عدول كنيم و هر نوع مشكل ادراكي منجر به افت تحصيلي و كاهش ميزان پيشرفت تحصيلي را  ناتواني ياد گيري به حساب آوريم تعداد دانش آ موزان درگير اين مشكل درصد بسيار بالايي را به خود اختصاص خواهد داد . عده اي از معلمان مدارس و والدين كود كان غالبا براي حل مشكل كود كان از روشهاي قديمي و گاه منسوخ كمك ميگيرند كه علاوه برصرف انرژي و وقت فراون نه تنها به افت تحصيلي و اتلا ف بودجه پا يان نمي پذيرد بلكه به سرزنش و تحقير دانش آموزان تشكيل خود انگاره منفي و كاهش عزت نفس آنان انجا ميده و سلا مت روانشا ن را به مخاطره مي اندازد و چه بسا آنان را به مكانيزم هاي دفاعي ناموفق ميكشاند 0 اين مشكلات دانش آموزان و مدرسه  به خانه و خانواده را ه مي گشايد و اضطراب و نا خشنودي را در همه ي فضاي زندگي مي پراكند و حاصل اين همه آسيب سختي است كه به بهداشت رواني جامعه وارد مي شود بنا براين بسيار مهم است كه مشكلات ياد گيري به درستي شنا سايي و سپس تحت درمان قرار گيرند.

 

ابعاد بخصوص

ناتواني يادگيري چيست؟

اصطلاح ناتواني يادگيري به ويژگي گروه بخصوصي از كودكان و نوجوانان معلول كفته مي شود . تعريف قانون اموزش و پرورش براي تمامي  كودكان معلول چنين مي گويد : ناتواني يادگيري بخصوي يعني اختلال در يك يا چند فرايند رواني پايه كه به درك يا استفاده از زبان شفاهي يا كتبي مربوط مي شود ، و مي توان به شكل يا عدم توانايي كامل در گوش كردن ،فكر كردن ، صحبت كردن ،خواندن،نوشتن، هجي كردن ،يا انجام محاسبه هاي رياضي ظاهر شود. اي اصطلاح شرايطي چون معلوليت هاي اداكي ،اسيب ديدگيهاي مغزي ،نقص جزي در كار مغز ،ديسلكسي يا نارساخواني و افازياي رشدي را در برمي گيرد .از سوي ديگر اصطلاح ياد شده ان عده را كه اصولاً به واسطه معلوليتهاي ديداري ،شنيداري ،يا حركتي همچنين عقب ماندگي ذهني يا محروميت هاي محيطي ، فرهنگي ، يا اقتصادي به مشكلات يادگيري دچار شده اند شامل نمي شود . به اعتقاد ما تذكر اين نكته اهميت دارد كه ناتواني يادگيري با اصطلاحهايي چون خواندن جبراني يا دير اموزي مترادف نيست. اينتعريف بطور اخص از كودكان و نوجواناني ياد مي كند كه به شدت دچار ناتواني ياگيري بخصوص هستند . دانش اموزان مبتلا به اين مشكل نيازمند اموزش ويژه اي هستند كه بنا به اظهارات (( امز)) بايد با تمرين  مخصوص ، غير معمول ، و باكيفيتي غير عادي سرو كار داشته باشد  كه سواي شيوه هاي اموزشي مظمي است كه اكثر كودكان از ان استفاده مي كنند . به همين ترتيب امز 1977 مغتقد است كه كودكان مبتلا به ناتوانيهاي ياد گيري خفيف معمولا مي توانند با تغييراتي  در برنامه درسي همچنان در جريان عادي اموزش و پرورش باقي بمانند ، اما براي دانش اموزان مبتلا به ناتواني ياد گيري بخصوص معمولاً موقعيت هاي اموزشي و يژ هاي لازم است.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:28  توسط محمد گنجويان  | 

 تفاوت دانش اموزا ن مبتلا به ناتواني يادگيري با ساير افراد در دچيست؟

در مقايسه با معلوليتهايي چون معلوليتهاي استخواني ، و نارساييهاي حسي كه بيشتر به چم مي ايد، از دانش اموزان مبتلابه ناتواني يادگيري غالباً بهعنوان معلولي باد مي شود  كه معلوليتش به چشم نمي ايد . كودك مبتلا به اين مشكل معمولاً در تمام جنبه هاي زندگي ظاهري عادي دارد به جز اين واقعيت كه مشكلات يادگيري او پيشرفتش را در مدرسه محدود مي كند . در توضيح اين مساله اندرسون (1970) از ناتوانيهاي يادگيري به عنوان معلوليت پنهان ياد مي كند .  سن تقويمي ، پايه كلاس ، مجموعه اي از ناتوانيها تحصيلي ويژه ، سبكهاي متفاوت يادگيري و كندي پيشرفت تحصيلي از جمله مهمترين جنبه ايي است كه بايد در تشخيص ناتواني يادگيري مورد توجه قرار گيرد .

سن تقويمي و پايه كلاس :

كودكان مبتلا به ناتواني يلدگيري را مي توان در تمام سطوح سني و پايه هاي كلاسي مشاهده كرد . شمار وسيعي از اين نوجوانان در سالهاي اخر مدرسه ابتدايي و سالهاي اوليه دوره متوسطه ،يعني هنگامي كه انتظار مي رود  خود در  درس هاي پايه پيشرفت كنند شناخته مي شوند . كودكاني كه در اين سطوح سني داراي مشكلات تحصيلي هستند ،غالباً به سهولت شناسايي مي شوند  در پي ان ناتوانيشان تشخيص داده مي شوند . افزون بر ان تاكيد دستگاه هاي اموزشي بر شناسايي اين كودكان در مراحل اوليه اموزشي شمار انهايي را  كه در دوره هاي امادگي و سال اول دبستان شناخته مي شوند افزايش داده است .

افراد مبتلا به ناتوانييهاي يادگيري در تمام سطوح سني و در تمام پايه اي كلاسي از امادگي  تا دانشگاه وجود دارند . امتياز ان عده از كودكاني كه در سطوح دبستاني در مي خوانند اصولاً اين است كه تاكيد و علاقه به شناساييو درمان اين گونه كودكان در اين دوره بيشتر است . درمان موفقيت اميز بسياري از كودكان مبتلا به ناتوانيهاي يادگيري  نبيز سبب شده است كه شمار واقعي موارد ناتوانيهاي يادگيري را در سطوح بالا تر تافيق دهد.

 

 

انواع ناتوانيهاي يادگيري:

تشابه اوليه كودكان مبتلابه ناتواني يادگيري ، عدم قدرت انها در يادگيري است .اختلاف ميان اين كودكان تنها زماني خود را نشان مي دهد كه انواع ناتواناييهايي كه به انها مبتلا يند طبقه بندي مي شود. ويژگي هاي اين ن.ع كودكان بسيار متنوع است . بسياري از اين كودكان تنها در يك زمينه بخصوص دچار مشكل هستند  در حالي كه كودكان ديگر با مشكلاتي روبرو يند كه به چند كوضوع درسي مرتبط است .تقسيم بندي اين مشكلات اصولاٌ بر اساس اموري است كه به كار درس و تحصيل مي ايد . از ان جمله اند ، گوش كردن ، فكر كردن ،صحبت كردن ،خواندن، هجي كردن ، نوشتن، و حساب كرن.

پيچيدگي ناتواني يادگيري اغلب اقات به سن تقويمي كودك وابسته است . كودكان كم سن وسالترِ مبتلا ب تاتواني يادگيري مشكلاتس از خود ظاهر مي كنند كه اغلب براحتي قابل تشخيص است. با بلا رفتن سن كودكان ،مشكلي كه زماني روشن مي نمود ، بهساير زمينه هاي تحصيلي نيز سرايت مي كند و اغلب به صورت پيچيده اي ظاهر مي شود . كودكان مبتالا به ناتواني يادگيري اغلب داراي مسائلي هستند كه در چندين زمينه درسي ديده مي شود . براي مثال مشكلات شنواي گوناگون مي تواند در پيشرفت كودك در بسياري از  درسهاي تاثير بگذارد . اضافه بر مسائلي كه ممكناست كودك در يادگيري اواها با ان روبرو باشد ، در دنبال كردن دستورالعملها ، كامل كردن تكاليف ، يا ابزار انديشه هاي خود به صورت شفاهي نيز احتمالاً دشواري خواهد داشت .

 

ناتواني در يادگيري تمام كودكان ميتلا به اين مشكل شبيه به هم نيست. هر نوجواني مشكلي دارد كه خاص خود اوست  و الاس و كافمن 1978 اظهار مي دارند كه تمامي كودكن با نارسايي يكساني از يادگيري باز نايستاده اند  انان همچنين بر اين باورند كه ناتواني يادگيري افزون بر انكهبر زمينه هاي گوناگون تحصيلي اثر مي گذارد ، با عوامل ديگري نيز در هم اميخته مي شود كه از چمله انها سن كودك و نيز طرز برخورد او با ناتواناييهايش  است .

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:26  توسط محمد گنجويان  | 

 اختلاللات ديكته نويسي و راهبردهاي اموزش آن:

  مقدمه :

با توجه به يا فته هاي جديد در مورد يادگيري  برخي از ناتوا ناييها كه تبديل به توانايي كامل نمي شود را مي توان به اصلاح اختلالات ياد گيري به كار برد اين گونه افراد ممكن ممكن است از نظر هوشي در حد متوسط يا با لا با شند . اما به دلايلي از جمله اشكلا تي كه در برخي از فرايند هاي رواني پايه (ادراك ديداري شنيداري زبان شفا هي وكتبي ) وجود دارد بين ميزان پيشرفت تحصيلي و توانايي ايشان تفاوت زيادي به وجود آمده باشد . تا آنجا ئيكه نمي توانيد كتابهاي درسي علوم رياضي و 000را بخواند در نتيجه با مشكلا تي رو به رو مي شوند و متاسفا نه به بسياري از اين دانش آموزان بر چسب كودن كم ذهن عقب مانده و امثال آن زده شده ميشوند كه نه تنها مشكل اين دانش آموزان را برطرف نمي كندبلكه موجب ياس و دلمردگي و سرخوردگي و از بين رفتن علاقه در دانش آموزان مي گردد.براي آنكه تمرينهاي پيشنهادي تاثير بسيار زيادي را در حل مشكل دانش آموزان داشته باشد بايد از طريق(( تشويق آنچه ميدانند نه تنبيه آنچه نمي داند ))در ايشان ايجاد انگيزه كنيم تابا رغبتبه انجام اين تكا ليف و تمرينها بپر دازد .اميد است با كمك هم وبا استفاده از روشهاي پيشنهادي كه در ذيل گرد آوري شده بتوانيم بخشي از مشكلات آمو زشي اين گروه را برطرف بسازيم .همچنين تمرينهاي مؤثر در رابطه با يادگيري و تقويت املا دانشآموزان در شماره ي بعدي آورده خواهد شد.

تشخيص و مقاصد ان:

براي تشخيص دلايل زيادي وجود دارد . در برخي از موارد يافته هاي تشخيص براي تعريف كودكان مبتلا به ناتوانيهاي يادگيري و توجيه جايدهي انان در كلاس مخصوص مبتلايان به ناتواني يادگيري استفاده شده است .اين جنبه استفاده از تشخيص بنا به ملاحظات اداري انجام شده و غالب ائقات مورد انتقاد نيز بوده است؛ زيرا نتاوانسته است نياز راهنمايي در اموزش وا قعي را تامين كند . مقصود عمده دوم يعني بهره گيري از تشخيص آموزشي ، برقراري اهداف اموزشي براساس نتايج تشخيص است . متخصصان تشخيص ناتواني هاي يادگيري با ساير متخصصان اموزشي براي دستيابي به اهداف بخصوص ،روشهاي تدريس و مواد اموزشي مناسبي را بر مي گزينند. در ين مرحله ،روش ارائه بخصوصي كه براي كودك مناسب تشخيص داده مي شود ،شناسايي مي شود .

دليل سوم يا ارزيابي ،عبارت است ارزشيابي اجرا و اثرات برنامه . براساس عومل بسيار ،اطلاعاتي گرد اوري مي شود تا نتايج نگرش يا برنامه مورد بررسي قرار گيرد .

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:17  توسط محمد گنجويان  | 

انواع تشخيص:

تشخيص مي تواند به يك يا چند شكلاز اشكال زير باشد :

1- ازمون هاي استاندارد شده رسمي 2- ازمونهاي غير رسمي 3- مشاهده 4- تحليل كار در دست انجام 5- ازمون هاي ملاك دار 6-پيشينه موارد  و مصاحبه(والاس و لارسن 1978). ازمون هاي استاندارد شده به علت روشني دستور العمل و دسترسي به هنجارها و اطلاعات براي مقايسه غالباً بيش از بقيه ازمونها مورد استفاده قرار مي گيرد . ازمن هاي غير رسمي يا وسيله هاي مكاشفه ابزارهايي هستند كه خود معلم براي سنجش ميزان پيشرفت در يك كهارت بخصوص يا اجزاي فرعي مهارتها طرح مي كند . مزيت اين ابزارها شركت بسيار فعال معلم در انهاست .

آزمونهاي تشخيصي انفرادي متداولك

زبان نوشتاري :

1-  ازمون تشخيص هجي كردن گيتس راسل (گيتس و راسل 1940) 2- ازمون زبان داستان تصويري (مايكل باست،1965) 3- ازمون هاي متوالي پيشرفت اموزشي (يس شور1963)4-ازمون هي زبان نوشتاري (هاميل و لارسن 1978) 5 - ازمون هجي كردن كتبي (لارسن وهاميل 1976)

اولين جلسه توجيهي املاء

 

 از آنجا ئيكه يكي از عوامل مؤتر دررسيدن به مو فقيت در دانش آموزان ايجاد انگيزه كافي كا في براي انجام هر فعاليت آموزشي مي باشد ميتوان از طريق بحث گرو هي در كلاس سريعتر و بهتر به نتيجه مورد دست يافت.

كه برخي ا ز نتايج عبارتندز :

1 يادداشت كردن مطالب مهم به خصوص  در سالهاي بالاتر تحصيلي .

2 براي برقراري ارتباط  مفيد كتبي با ديگران و بيان در ست مطاب در غالب كلمات.

3 ارتباط درس ديكته با دروس ديگر .

4 ايجا دمهارت و هماهنگي بين اعضا ء بدن .

5 نوشته هر كس نماينده ي شخصيت ا وست 0

6 بيشتر مشاغلي كه افراد تحصيل كرده در اجتماع دارند به صحيح و دقيق نوشتن  نياز دارند.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:14  توسط محمد گنجويان  | 

نحوه قرائت املاء در كلاس

هنگام قرائت و آمزان املاء بايد به نكات زير توجه شود.

1- از تمام درسهاي كتاب فارسي ، اعم از شغر و غير شعر بايد املاء گفته شود ولي مقدار و زمان آن نبايد از حد معيني تجاوز كند.

 

2- آموار بايد با توجه به هدفهايي كه براي گفتن هر متن املا دارد، متن و مقدار آن را از قبل مشخص كند.

 

3- هر كلمه يا عبارت فقط يك يا دو بار گفته شود و دانش آموزان بايد عادت كنند با گوش دادن به صداي آموزگار  مشكل كلي نوشتن كلمه را در ذهن خود پيدا و آن را زير لب زمزمه كنند و بنويسند.

 

4- سرعت گفتن املاي كلمه با توان نوشتن دانش آموزان متناسب باشد.

 

5- حركت كردن آموزگار در هنگام گفتن املاء نبايد باعث حواس پرتي دانش آموزان شود.

 

 

روش بررسي اشكالات موجود در ديكته دانش آموزان

براي دستيابي به يك راه حل ساده و اميدوار كننده، اگر كودك در ساير درسها و فعاليت هايش مثل ساير كودكان معمولي باشد، به اجراي آزمون هوش نياز نداريم . بعد از اطمينان از عادي بودن هوش دانش آموزان، بايد اشتباهات ديكته هاي متعدد دانش آموزان از روي دفتر وي ياد داشت كنيم و پس از يافتن علت آن ، براي رفع هر اشكال تكاليف خاصي را در بگيريم.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:9  توسط محمد گنجويان  | 

جدول بررسي اشكالات املايي نوع اشتباه درست غلط رديف حافظه ديداري منظور منزور 1 حافظه ديداري حيله هيله 2 حافظه ديداري صبر سبر 3 حساسيت شنوايي زنبور زمبور 4 حساسيت شنوايي صبح صب 5 حساسيت شنوايي رفتند رفتن 6 حساسيت شنوايي بشقاب بشكاب 7 حساسيت شنوايي دنبال دمبال 8 دقت شغال شعال 9 دقت داستان داسبتان 10 دقت بيزار بنزار 11 دقت سپرده سرده 12 آموزشي شده ام شوده ام 13 آموزشي مي گفت مي گوفت 14 آموزشي اصحاب اصحابه 15 حافظه توالي ديداري مادر مارد 16 حافظه توالي ديداري درخت ردخت 17 تميز ديداري- دقت زود دوز 18 تميز ديداري – دقت خانه جانه 19 حافظه شنوايي مثلاً آمد كلمه جا افتاده 20
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 3:3  توسط محمد گنجويان  | 

 

منابع

   ناتواني هاي يادگيري مفاهيم و ويژگيها : جرالدوالاس،جيمزا.مك لافلين .(ترجمه م. تقي نشي طوسي) انتشارات استان قدس رضوي چاپ چهارم 1376.

·   DSM-IV-TR  متن تجديد نظره شدهء راهنماي تشخيصي و آماري اختلالهاي رواني چاپ چهارم 2000 انجمن روان پزشكي امريكا ترجمه دكتر محمد رضا نيكخو- هاماياك آودايس يانس .

·   كليد برخورد باناتواني در يادگيري: دكتر باري اي ،مك و فرانسين جي، مك نامار ،(مترجم بهبهاني ،ترانه) .انتشارات صابرين، چاپ اول 1385.

·   نارسائيهاي ويژه در يادگيري :چگونگي تشخيص و روشهاي بازپروري،دكتر يوفنراقي،مريم و دكتر نادري ،عزت الله. اتشارات موسسه فرهنگي مكيال چاپ دوم ،مهرماه 1381.

·        نارسائيهاي ويژه در يادگيري، اميد وار ،احمد. انتشارات سخن گفتن ،چاپ اول 1384.

·         اختلالات رفتاري رايج در كودكان:دكتر افروز- غلامعلي انتشارات جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران، چاپ اول

·        روانشاسي مرضي تحولي از كودكي تا بزرگسالي ،دكتر دادستان،پريرخ . انتشارات سمتچاپ هفتم ،زمستان 1384.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 21:14  توسط محمد گنجويان  |