تبليغاتX
psychology.mg

psychology.mg

روانشناسي

سندرم داون

چكيده

انچه در اين فرايند تشخيصي بدان پرداخته شده استدر چند مرحله مي باشد،كه هر كدام از مراحل در جايگاه خودش نقش موثري در رسيدن به يك تشخيص درست و مراحل پي امد ان كه درمان و حمايت هاي لازم مي باشد را در بر مي گيرد .در فرايند اول كه جمع اوري اطلا عات  و مشخصات فردي و خانوادگي فرد است و همچنين او ضاع و احوال اقتصادي و رابط افراد در خانه و بيرون از خانه . مرحله دوم جمع اوري اطلاعات در رابطه با سطح هوش بهر فرد كه همانا اولين مولفه از سه مولفه مهم در بررسي يك عقب مانده ذهني است مي باشد اين مولفه ها به شرح زير مي باشند :

1-    كار كرد هوشي فرد يا IQ فرد 2- كاركرد سازشي 3 سن فرد 

1-هوش فرد كه با استفاده از ازمون ترسيم ادمك گوديناف بررسي شده است و در سطح  37 مي باشد  2- كاركرد سا زشي فرد كه از ان جمله مي توان به مهارت ارتباط ، مراقبت از خود ، كار وزندگي درخانه  نام برد .

3-سن فرد مورد نظر 9 سال  مي باشد كه بر اساس توضيح اين اصل در بحث نظري با افراد عقب مانگي ذهني بايد كمتر از 18 سال باشد صدق مي كند .

 

در پايان اين مراحل تشخيص داده شده با تاييد وجود عقب ماندگي ذهني از نوع سندرم داون  تربيت پذيرمي باشد .در بحث حمايت هاي مرد نياز درراستاي دادن خدمات بر اساس نوع عقب ماندگي فرد كه مهمترين عامل پس از رسيدن به يك تشخيص است مي توان گفت كه در صورت ارئه چنين خدماتي  مي توان پيش بيني يك سازگاري نسبي وقابل قبول ر بين فرد عقب مانده ،خانواده و اجتماع او را داشته باشيم كه نتيجه همه اين موارد به ايجاد سلامتي شناختي عاطفي و رفتاري  فرد مورد نظر منجر مي شد.

 

فرد مورد نظر در اين تشخيص بر اساس سطح توانايي ها وضعفها و سن او در سطح ه.شي و سازشي  به حمايتهايي از جمله تقويت ويژگي هاي تربيتي و ارتباطي و حمايتهاي عاطفي اگاهانه از طرف خانواده و نيز ارئه اطلاعات منسجم از طرف از طرف ارگانهاي حامي خانواده نياز مند است.   

 

مقدمه :

همه جا صحبت از برابري انسانها مي شود ،همه مي گويند )) انسانهامساوي افريده شده اند)).اما اين ادعا اگرچه در  جاهايي نظير :اماكن راي گيري يا ازدحام در داخل مترو و يا كشتار در شهر هيروشيما ممكن است صادق باشد اما در جايي ديگر مسلماً چنين نيست . هنگامي كه با كشتي از جزيره staten وارد نيويورك مي شوم ،پسر بچه هاي را مي بينم كه با مويي ژوليده كفش ديگران را واكس مي زند . او سر خود را بلند مي كند و اسمان جزيره مانهاتان را نگاه مي كند . با خود فكر مي كنم جفرسون از بيان جمالت فوق چه قصدي داشته است مسلماً قصد او از بيان چنين مطلبي آن نبوده كه كسب محبوبيت بكند و اراي بيشتري بسوي خود جلب كند .اما در همان حال كه در كشتي ايستاده ام و با حالتي اميخته از عشق و پريشاني دست پسر كودن خود را كه با دستمالي كه جلوي دهانش گرفته است از ريزش آب دهانش جلو گيري ميكند ،در دست دارم با خود چنين مي انديشم كه باور كردن گفته جفرسون مبني بر  برابري انسانها حقيقتاً برايم دشوار است . با خود فكر ميكنم كه در يكسان بودن و برابري انسانها تفاوتهايي وجود دارد . شايد روزهاي اينده متعلق به پسر واكسي باشد ،اما سهم پسر مخبط وناقص العقل من مطمئناً چيزي بجز شبهاي تاريك نخواهد بود.        

 

                                                                                                          ((از: ريچارد هانگرفورد))

 

تمام بيمارى هايى كه در نتيجه ساختار يا اختلال عمل مغز و اعصاب ايجاد مى شود و از طريق والدين به فرزند نطفه قابل انتقال باشد، جزء بيمارى هاى نوروژنتيك محسوب مى شوند. اين گروه شامل عده زيادى از بيمارى هاى ارثى حسى كه منجر به اشكال در بينايى، شنوايى، بويايى و حسى مى شوند. بيمارى هايى كه در نتيجه اشكال در سوخت وساز مواد غذايى و معدنى حاصل مى شوند و تحت عنوان بيمارى هاى متابوليك مادرزادى (Inborn Errors of Metabolism) نامگذارى شده اند و در نهايت منجر به عوارض مغزى مى شوند.بيمارى هاى ناشى از اختلالات كروموزومى مانند سندرم داون.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعريف گروس من(AAMD) در مورد عقب ماندگي ذهني*

 

تعريفي كه اخيراً مورد قبول اغلب متخصصان قرار گرفته است ،تعريفي است كه به وسيله ((انجمن امريكايي نقايص عقلي)) كه تخصصي ترين سازمان در زمينه عقب ماندگي هاي ذهني است به كار مي رود ،اين تعريف چنين است : ((عقب ماندگي ذهني سطحي از عملكرد هوش عمومي است كه ميزان آن به مقدار زياد، از حد متوسط  كمتر بوده بطوري كه منجر به نقايسي در رفتار سازشي فرد گريده و در جريان رشد ،خود را نشان مي دهد)).دو نكته در اينجا حائز اهميت است: براي اينكه بتوان فردي را جزء عقب ماندگي ذهني به حساب اورد او بايد 1- هم ازنظر هوشي 2- و هم از نظر سازشي كمتر از متوسط باشد .توجه داشته باشيد كه در تعريف aamdذكري از غير قابل معلجه بودن اين افراد به ميان نيامده است .امروزه اين طور فكر مي كنند كه عقب ماندگي ذهني به معناي آن نيست كه در تمام طول زندگي دامن گير فرد باشد ،بلكه برعكس يك فرد ممكن است در طول دوره اي از زندگي خود عقب مانده بوده و در زماني ديگر چنين نباشد.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:30  توسط محمد گنجويان  | 

رفتارهاي سازشي:

رفتار سازشي چيست؟

رفتار سازشي مجموعه اي از مهارتهاي مفهومي ، اجتماعي و عملي است كه افراد يادگرفته اند و به اين ترتيب با توجه به آنها در زندگي روزمره رفتار مناسبي دارند. محدوديتهاي عمده در رفتار سازشي به زندگي روزمره فرد تاثير مي گذارند و توانايي پاسخ دهي وي را به يك موقعيت خاص يا محيط تحت تاثير قرار مي دهد. محدوديتها در رفتار سازشي با استفاده از آزمونهاي استاندارد شده اي كه بر روي جمعيت كلي شامل افراد داراي ناتواني و افراد عادي هنجار شده اند ، قابل تعيين هستند. در اين مقياسهاي استاندارد شده ، محدوديتهاي عمده در رفتار سازشي از لحاظ عملي به صورت عملكردي تعريف مي شوند كه حداقل 2 انحراف استاندارد پايين تر از ميانگين را در يكي از موارد زيرداشته اند الف)يكي از سه نوع رفتار سازشي كه در پي ادامه مي آيد: مفهومي ، اجتماعي ، يا عملي ؛(ب) نمره كلي در يك مقياس استاندارد شده از مهارتهاي مفهومي ، اجتماعي و عملي.

مهارتهاي رفتاري سازشي (انطباقي) شامل موارد زير است :

1-مهارتهاي مفهومي شامل : زبان دريافتي و بياني خواندن و نوشتن مفاهيم پولي خودگرداني

2-مهارتهاي اجتماعي شامل :مسئوليت پذيري خودپنداره ساده لوحي (احتمال فريب             خوردن)- خام انديشي پيروي از مقررات اطاعت از قوانين اجتناب از قرباني شدن.

3- مهارتهاي عملي شامل : فعاليتهاي شخصي در زندگي روزمره از قبيل خوردن ، لباس پوشيدن ، تحرك و توالت رفتن و نظافت. فعاليتهاي ابزاري در زندگي روزمره از قبيل آماده كردن غذا ، مصرف دارو ، استفاده از تلفن ، مديريت مالي يا پولي ، استفاده از وسائط نقليه عمومي و فعاليتهاي خانه داري مهارتهاي حرفه اي و شغلي حفظ يك محيط سالم و امن.

چرا و چگونه مي توان اين اشخاص را حمايت كرد؟

حمايتها منابع و راهبردهاي فردي هستند كه براي تقويت رشد ، آموزش ، علايق و رفاه فردي كه دچار كم تواني ذهني است ضروري مي باشد. حمايت ها را يك والد ، دوست ، روانشناس ، دكتر يا هر فرد يا موسسه با صلاحيتي مي تواند ارايه دهد.

تدارك حمايت هاي متناسب با فرد مي تواند عملكرد فردي را بهبود بخشد ، خودمختاري و مشاركت اجتماعي را افزايش دهد و رفاه اشخاص كم توان ذهني را بيشتر كند. يكي از بخشهاي مهم رويكردهاي مبتني بر فرد توجه به حمايتها بعنوان شيوه اي براي بهسازي آموزش ، اشتغال ، تفريح و محيط زندگي كم توان ذهني است.

حمايتهاي ضروري كدامند ؟

نيازهاي حمايتي 9 حيطه اصلي يعني رشد ، آموزش و تحصيل ، امور زندگي در منزل ، زندگي اجتماعي ، اشتغال ، بهداشت و ايمني ، رفتار ، اجتماع ، حفاظت و مسايل حقوقي است كه شامل موارد زير مي باشد:

1-فعاليتهاي رشدي : فراهم آوري فرصتهايي براي رشد جسمي كه شامل هماهنگي چشم و دست مهارتهاي حركتي ظريف و درشت است . فراهم آوري فرصتهايي براي رشد شناختي نظير استفاده از واژه ها و تصويرها به منظور بازنمايي جهان و استدلال منطقي در مورد رويدادهاي واقعي مي شود.

2-فعاليتهاي آموزشي و تحصيلي : تعامل با مربيان ، معلمان و شاگردان و دانش آموزان ديگر مشاركت در تصميم سازي در زمينه فعاليتهاي تمريني و آموزشي يادگيري و بكارگيري راهبردهاي مشكل گشايي.

3-فعاليتهاي زندگي در منزل : استفاده از دستشويي ، توالت ، رخت شويي و نگهداري لباسها ، آشپزي و غذا خوردن ، خانه داري و نظافت منزل ، لباس پوشيدن ، استحمام و توجه به بهداشت فردي و آراستگي ظاهري ، كار با لوازم منزل و استفاده از فناوري موجود در منزل شركت در فعاليتهاي اوقات فراغت در منزل.

4-فعاليتهاي مربوط به زندگي اجتماعي : استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي شركت در فعاليتهاي تفريحي و فعاليتهاي مربوط به فراغت سرزدن به دوستان و خانواده خريدكردن.

5-فعاليتهاي مربوط به اشتغال : يادگيري و بكارگيري مهارتهاي ويژه شغلي تعامل با همكاران تعامل با سرپرستان انجام سريع و با كيفيت وظايف شغلي تغيير وظايف شغلي .

6-فعاليتهاي مربوط به سلامت و ايمني : دسترسي و دستيابي به خدمات درماني دارو خوردن پرهيز از خطرهايي كه به ايمني و سلامت فرد آسيب مي رساند ارتباط با مراقبان بهداشتي دسترسي به خدمات اضطراري حفظ رژيم غذايي حفظ سلامت بدن حفظ سلامت رواني وضعيت هيجاني مطلوب.

7-فعاليتهاي رفتاري : يادگيري مهارتها يا رفتارهاي خاص يادگيري و اتخاذ تصميم هاي مناسب -  دسترسي و دستيابي به درمان مشكلات رواني دسترسي و دستيابي به درمان اعتياد به سوء مصرف مواد حفظ رفتار جامعه پسند در اجتماع مهار خشم و پرخاشگري.

8-فعاليتهاي اجتماعي : معاشرت داشتن با اعضاء خانواده شركت در فعاليتهاي تفريحي و اوقات فراغت معاشرت با اشخاصي غير از اعضاء خانواده دوست يابي و حفظ دوستي كمك كردن و پذيرفتن كمك.

9-فعاليتهاي حفاظتي و حقوقي : مديريت مالي و سرمايه هاي شخصي جلوگيري از سوء استفاده احقاق حقوق قانوني و انجام مسئوليت هاي قانوني عضويت و مشاركت در سازمانهاي حمايتي /خودحمايتي دستيابي به خدمات حقوقي انجام كارهاي بانكي و نقد كردن چك.

 

دركل به نظر سازمان AAMD در دوران اوليه كودكي مهارتهايي نظير :مهارتهاي حسي حركتي ،مهارنهاي ايجاد ارتباط باديگران ،ومهارتهاي اجتماعي از اهميت برخوردارند.در نيمه دوم دوره كودكي و اوايل دوره نوجواني ،رفتار سازشي از توانايي هايي مايه ميگيرد كه شامل قابليتهايي در يادگيري رفتارهاي اجتماعي است . وبالاخره در اواخر دوره نوجواني و دوره بزرگسالي مهارتهاي شغلي و مسوليتهاي اجتماعي از اهميت برخوردارند.

عملكرد هوش((IQ)):

استفاده از كلماتي مانند ((پايين تر از حد متوسط در هوش))كه در تعريف AAMD به كار رفته است به معناي آن است كه نمرات فرد در يك تست هوشي دو انحراف معيار پايين تر از ميانگين باشد.يكي از تستهايي كه معمولاً براي سنجش بهره هوشي مورد استفاده قرار ميگيرد ،تست تجديد نظر شده وكسلر است كه مخصوص كودكان تهيه شده است .در تست نمره هفتاد نمره اي است كه دو انحراف استاندارد پايين تر از ميانگين ،ويا معدل 100 باشد.اما در دستور العملي كه از طرف انجمن AAMD منتشر شده است چنين گفته شده است كه نمره 70 بمنزله يك دستور كلي و يا راهنماست ،و در برخي موارد شايد بهتر آن باشد كه نمره 75 را ملاك عقب ماندگي بگيرم. . اما ذكر اين نكته حائز اهميت است كه نمره (IQ) تنها يك جنبه از تشخيص كم تواني ذهني است. محدوديتهاي عمده در مهارتهاي سازشي و شواهد و قرائن حاكي از بروز ناتواني پيش از  18 سالگي نيز دو جز مهم ديگر تشخيص كم تواني ذهني هستند.

 

تعريف عقب ماندگي ذهني از نظر جامعه شناسي:

نظر مشابهي كه در رابطه با تاثيرات زيان اور ي كه از برچسب گذاري ناشي مي شود،وجود دارد نظري است كه جنبه جامعه شناسي دارد.جامعه شناسي به نام جين مِرسِر (Jane mercer1979)معتقد است كه: ((تصميم بر اين كه چه كودكي را عقب مانده ذهني تلقي كنيم،بستگي به جامعه دارد كه كودك در آن زندگي مي كند.بعنوان مثال ،اغلب كودكان عقب مانده ذهني ،بخصوص آنان كه درجه عقب ماندگي شان ضعيف است ،مادام كه وارد مدرسه نشده اند((رسماً)) عقب مانده  قلمداد نمي شوند.مدرسه بعنوان يك سيستم اجتماعي داري مقررات و توقعاتي است كه برخي از كودكان از عهده آن بر نمي آيند .اماآن طور كه ما قبلاًنيز گفته ايم اين قبيل كودكان ممكن است در خارج از مدرسه رفتاري نرمال داشته و عقب مانده تلقي نشوند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:28  توسط محمد گنجويان  | 

تعريف رفتاري از عقب ماندگي ذهني:

برخي از متخصصان از تعريفي استفاده مي كنند كه منعكس كننده يكي از تئوريهاي مربوط به يادگيري است مثلاً ،سيدني بي جو (Sidney bijou) معتقد است كه :فرد معلول كسي است كه داراي مجموعه اي از رفتارهاست كه بر اساس وقايعي كه در طول زندگي او رخ مي دهند،شكل مي گيرد.او همچنين مي گويد :به نظر ما رفتار عقب مانده نتيجه يك سري شرايط اجتماعي ،جسماني ،بيولوژيكي و قابل مشاهد هاي است كه تمام انها داراي وضعيتي با متغيرهاي انفرادي مي باشند.در نظريه سنتي ،رفتارهايي عقب مانده تلقي مي شد كه معمول عوامل رواني نظير كمبود هوش بود،ويا معلول عوامل بيولوژيكي نظير (معايب جسمي)،تلقي مي شد(1966).

تعريفهاي رفتار متضمن اين نكته است كه برخي از انواع عقب ماندگيهاي ظاهري كودكان را مي توان از طريق روشهاي رفتار درماني مناسب از ميان برد. اغلب متخصصان ،كودكان عقب مانده را بر اساس شدت مشكلاتي كه با آن مواجه اند طبقه بندي مي كنند.بهترين روش مورد قبول اين است كه اين مساله را در مقياسي از درجات مختلفي كه از نظر شدد وجود دارد بررسي كنيم.دو مورد از سيستمهايي كه بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرند عبارتند از:سيستمي كه بوسيله انجمن AAMDبه كار مي رود و سيستمي كه بيشتر مورد استفاده معلمان است.

طبقه بندي عقب ماندگي ذهني در سيستم AAMD :

سيستم AAMD در جدول 1 تشريح شده است سه دليل وجود دارد كه متخصصان بر اساس آنها سيستم AAMD را از سيستم هاي ديگر مفيد تر تشخيص داده اند:

1- استفاذه از اصطلاحاتي نظير: خفيف،متوسط، شديد و عميق در عقب ماندگيها،در مقايسه با اصطلاحاتي كه در طبقه بنديهاييشين (نظيركود_ مخبط) و غيره وجود داشت اثر سؤ رواني كمتري دارند. اين نوع اصطلاحات درموارد بسيار زياد ديگري سواي آنچه در عقب ماندگيهاي ذهني مورد استفاده است،نيز به كار مي رود.

جدول 1 مربوط به طبقه بندي كودكان عقب مانده ذهني

براساس بهره هوشي

        اصطلاحات                                                     ميزان بهرهء هوشي

 

عقب ماندگي ذهني خفيف                                            از50-55تا تقريباً 70         

عقب ماندگي ذهني متوسط                                           از 35-40 تا 50-55

عقب ماندگي ذهني شديد                                             از20-25 تا 35-40

عقب ماندگي ذهني عميق                                             از 20 يا 25 به پايين

 

 

2-اصطلاحات به كار بردهشده بر اساس سطحي است كه فرد مي تواند بر طبق آن عمل                     كند.

3-استفاده از بهره هوشي مثل 55-50 به عنوان راهي ميان بر بين عقب ماندگي خفيف و عقب ماندگي متوسط براي اين است كه جايي براي قضاوتهاي كلينيكي باقي گذارد و اين حقيقت را نيز تأييد كندكه بهره هوشي نمي تواند در پيش گويي ميزان عقب ماندگي ذهني عامل منحصر به فرد به حساب آيد. در دستور العمل منتشره از طرف انجمن AAMD اين مطلب چنين بيان شده است:

((رقمهايي كه در سمت راست هر طبقه گذارده شده است براي اين منظور است ات نشان داده شود كه قضاوتهاي كلينيكي در باره همه اطلاعات و از جمله بهره هوشي و نتايجي كه از تستهاي مختلف بدست مي آيد، و نيز اطلاعات هوشي كه از منابع ديگر به دست مي آيد وبسياري اطلاعات ديگر براي تشخيص طبقه اي كه كودكان مي بايست در آن قرار گيرند ،ضرورت دارد. با اين حساب كسي كه بهره هوشي او در تست وكسلر 53 است مي تواند ،بر اساس ساير عوامل ،نظير تفاوت نسبي بهرهء هوشي عملي ويا بهرهء هوشي كلامي او و يا نتايج ساير تستها در گروه عقب ماندگان خفيف و يا متوسط گذارده شود.))

 

علل عقب ماندگي ذهني :

طبقه بندي عقب ماندگي ذهني بر اساس علل تشكيل دهنده آن كار بس مشكل است .تعداد زيادي از متخصصان معتقدند كه  تنها در حدود 6 تا15 درصد موارد مي توان علل را مشخص كرد.اما در كل علتهاي ايجاد كم تواني ذهني را مي توان به عوامل خطرآفرين زيستي پزشكي ، اجتماعي ، رفتاري و تربيتي تقسيم كرد كه در طي زندگي فرد و يا در طي نسلهايي از والد به كودك ، با هم در تعامل هستند. عوامل زيستي پزشكي به فرآيندهاي زيستي نظير اختلالهاي ژنتيكي يا تغذيه مربوط است. عوامل اجتماعي به تعامل خانواده و اجتماع مانند تحريك كودك و واكنش گري بزرگسالان مربوط مي شود. عوامل رفتاري به رفتارهاي آسيب زا مانند اعتياد مادر به سوء مصرف مواد مربوط مي شود.

عوامل تربيتي به دسترس پذيري به حمايتهاي خانوادگي و تحصيلي مربوط است كه رشد رواني را تقويت مي كند ومهارتهاي سازگاري را افزايش مي دهد. عواملي كه در يك نسل وجود دارد مي توان بردستاوردهاي نسل بعد از خود اثر بگذارد.با شناخت علتهاي بين نسلي مي تواند براي پيشگيري از اثرات عوامل خطرساز ، يا معكوس سازي تاثير آنها از حمايتهاي مناسب استفاده كرد.

عقب ماندگي ذهني خفيف:

بيشتر افرادي كه به عنوان عقب ماندگي ذهني شناخته مي شوند ،جزءطبقه اي به حساب مي آيند كه به آنها عقب ماندگان ذهني خفيف نام نهاده اند. آنها از نظر وضع ظاهري با كودكان غير استثناي تفاوتي ندارند. ومادام كه به مدرسه وارد نشده اندو از نظر درسي از سايركودكان عقب نيفتاده اند معمولاً به عنوان عقب مانده شناخته نمي شوند. بعلاوه در اكثر موارد ما قادر نيستيم تا علت دقيق عقب ماندگي را مشخص كنيم. با وجود اين كه اطلاعات دقيقي براي برآورد 6تا 15 درصدي كه در بالا براي تعيين علل شناخته شده در مورد همه عقب ماندگي ها بيان شد دردست نمي باشد . اما اگر بخواهيم افرادي را كه داراي عقب ماندگي خفيف هستند نيز به حساب آوريم بي شك رقم گفته شده ار آن هم كمتر خواهد بود.به افراد عقب مانده ذهني گاه عنوان عقب ماندگان فرهنگي و خانوادگي نيز مي گويند . در برهه اي از زمان اين اصطلاح در مورد  فردي به كار برده مي شد كه 1- علائمي از ضربه مغزي در او ديده نشود 2-حداقل يكي از والدين او عقب مانده باشد و3-حداقل يكي از خواهران وبرادرانش نيز عقب مانده باشند (البته اگر برادر يا خواهري داشته باشد)(هبر Heber1959).فرض بر اين بود كه عقب ماندگي را معلول عوامل محيطي_اجتماعي بدانند.  

بحث وراثت در برابر محيط :

چه مقدار از هوش معلول عوامل محيطي و چه مقدار آن معلول عوامل ارثي است؟اغلب متخصان بر اين باورند كه هيچ يك از اين دو به تنهايي نمي تواند در اين مورد نقش داشته باشند.بجاي آن عاقلانه تر است كه هر دو عامل را يعني هم محيط و هم وراثت را موثر بدانيم،وارثت ممكن است حدودي را كه فرد مي تواند از نظر هوشي رشد كند ،معين سازد ،در حالي كه محيط موقعيتي را فراهم مي آورد تا فرد رشد استعدادهاي بالقوه خود را تحقق ببخشد.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:27  توسط محمد گنجويان  | 

مباني نظري راجع به سندروم داون:

تحقيقات نخستين :

 تحقيقاتي كه بمنظور اثبات اهميت نقش محيط صورت گرفته اند به دو نوع كلي تقسيم مي شوند:(1) مطالعات مربوط به حذف محركها در حيوانات و (2) مطالعات محركهاي نخستين در انسان .(هانت HUNT ،1961) كه در زندگي حيوانات مطالعه كرده است،نتايجي به دست آورده است مبني بر اينكه هر گاه حيوانات در موقعيتي قرار گيرند كه در آن محركهاي كمي وجود داشته باشد ، تاثيراتي منفي بر تعداد زيادي از رفتارهاي آنان ، نظير:طرز آشيانه سازي پرندگان ،يادگيري موشها درمازها ،نوك زدن جوجه ها ، و درك بصري در شمپانزه ها به وجود مي آيد .  

در تعدادي از آزمايشاتي كه وسيله ي (روزنزويگResenzweig،1966)صورت گرفته است او اين عقيده را كه محركها براي رشد مغر داراي اهميت مي باشند ثابت كرده است.روزنزويگ و همكارانش چند موش را در قفسي گذاردند كه به جز آب و غذا  كه زندگي عادي حيوانات آزمايشگاهيرا تشكيل مي دهد- در ان چيز ديگري وجود نداشت. آنها چند موش ديگر را داخل قفسي گذاشتند كه در آن علاوه بر آب و غذا ،اسباب بازس هاي مختلف نيز بود .  در پايان آزمايش آنها   دريافتند كه موشهايي كه در محيط غني ترقرار داشتند كورتكس مغزشان ضخيم تر و  داراي استيلكولين استراز Acetyl choline sterase  بيشتري است. (ماده اي است شيميايي كه استعداد يادگيري مغز را تقويت مي كند). نتيجه گيري از انچه در مورد حيوانات صورت گرفته وتعميم آن به انسان يكي از كارهاي مهم و درعين حال تحريك آميز است.قويترين مطالعه در مورد اهميت و تاثير محيط روي انسان ،كارهايي است كه در مورد كودكان خردسال صورت گرفته است .مشهور ترين مطالعاتي كه از اين نوع انجام شده است ،كارهايي است كه بوسيله اسكيلز(skeels)و داي(dye)به عمل آمده است (1939( آنها تحقيقاتي  را درباره اهميت انگيزه و تاثير آن روي رشد در مورد چند كودك خرد سال در يك يتيم خانه انجام دادند.يكي از گروههاي كودكان در محيط معمولي يتميم خانه باقي ماندند،در حالي كه براي گروه ديگر محركهايي فراهم آوردند.  براي گرو ه اخير انگيزه هاييرا بوسيله عده اي از دختران نوجوان كه خود در مؤسسه نگهداري مي شدند ،به وجود آوردند. نتيه خيلي روشن بود: بهره هوشي افرادي  كه براي آنان محركهايي فراه شده بود ،افزايش يافت ، در حالي كه بهره هوشي كودكان اول كه چنين انگيزهايي برايشان وجود نداشت كاهش يافت .

 

تحقيقات اخير :

در نيمه دوم 1970،تحقيقات دقيقتر وپيچيده تري به منظور تاثير وراثت و محيط شروع شد .حالا اكثر متخصصان در حوزه رفتارهاي ژنتيك معتقدند كه عوامل ژنتيكي در تعيين ميزان هوش د مقايسه با عوامل محيطي از اهميت كمتري بر خوردارند .(بوهارد Bouchard1981). بعنوان نمونه يكي از كساني كه در اين اواخر بر تاثيرات ژنتيك  بر هوش تاكيد دارند خانم ساندارا اسكار (Sandra scar) است. به نظر او برخي از تفاوتهايي كه بين مردم وجود دارد ،و تصور مي رود جنبه محيطي  داشته باشد مستقيماً به تفاوتهاي ژنتيكي فرد مربوط مي شود.بعقيده اسكار راههاي متفاوتي وجود دارند كه در ان ساختار ژنتيكي فرد ، نحوه تاثير پذيري او را در محيط مشخص مي سازند. يكي از اين راهها شامل توجهي است كه كودك نسبت به جنبه هاي محيط پيرامون خويش ،از خودش نشان مي دهد: ((مردم در جستجوس محيطهايي هستند كه برايشان راحت تر و پر انگيزه تر باشد ، ما همه از محيط پيرامون خود جنبه هايي را انتخاب مي كنيم ونسبت به آنها واكنش از خود نشان مي دهيم  در باره آن ،چيزهايي ياد مي گيريم  ويا از آن بي اعتنا مي گذريم . در واقع انتخابهاي ما با جنبه هاي هوشي  ، شخصيتي و تحريك پذيري  ما كه مه جنبه ژنوتيپ دارند ،ارتباط نزديك دارند )). با وجو اين اسكار در اكثر موارد ،معتقد است كه اين عوامل ژنتيك است كه باعث مي شود محيط بر ميزان رشد هوشي فرد تاثير  بگذارد.از بحثي كه گذشت اين طور آشكار مي شود كه تاثيرات متفاوتي كه محيط و وراثت بر رشد عقلي مي توانند داشته باشند ،با گذشت زمان پيچيده تر  مي شود. بعبارت ديگر ،با وجود اينكه ما بفهم تاثيرات بالقوه اي كه هم محيط و هم وراثت بر رشد هوشي دارند ،نزديك تر مي شويم. 

عقب ماندگي هاي ذهني شديد تر :

تشخيص علل عقي ماندگي افرادي كه بعنوان عقب مانده گان ،متوسط،شديد و عميق طبقه بندي شده اند ،ساده تر از كساني  است كه داراي عقب ماندگي خفيف مي باشند . مك ميلان (1982) علل مر بوط به عقب ماندگي ذهني شديد را  به دو گروه كلي تقسيم مي كند عوامل ژنتيكي و ضربات مغزي.

 

عوامل ژنتيكي :

در باره علل عقب ماندگي ذهني ،چند عامل زنتيكي وجود دارد . اين عوامل خود بطور كلي بر دو نوعند اول عواملي كه به سبب آسيبهاي و صدمات ژنتيكي به وجود مي آيند ،نظير نقايص كورموزومي و دوم عواملي كه به سبب انتقال خصوصيات ارثي ايجاد مي شوند. ما در اين جا درباره سندروم داون (Down Syndrome) صحبت خواهيم كرد كه به علت نقايص كروموزومي به وجود مي آيد .

    

 سندروم داون:

سندروم داون (Down Syndrome )یا دی. اس. و یا منگولیسم عارضه ای ژنتیکی است که موجب کندی رشد کودک شده و معمولا به عقب ماندگی ذهنی منجر میشود. این عارضه در یک کودک از 800 کودک دیده میشود. این سندرم به نام جان لنگدون داون نامگذاری شده است که پزشکی انگلیسی و اولین شخصی بود که در سال 1887، علائم این عارضه را تشریح کرد.

علائم سندرم داون در هر کودک تفاوت میکند و در حالی که تعدادی از کودکان مبتلا به دی.اس. نیازمند رسیدگی پزشکی مداوم هستند، عده دیگری از آنها زندگی سالم و مستقلی را در پیش دارند.اگرچه سندرم داون قابل پیش گیری نیست، اما میتوان قبل از تولد کودک آنرا تشخیص داد. مشکلات جسمی و سلامتی همراه با دی.اس. قابل درمان هستند، و در هر جامعه امکانات و منابع مختلفی برای کمک به این کودکان و والدین آنها وجود دارد. اساساً كودكان مبتلا به سندروم داون بر سه نوع اند :1-كودكاني كه از نوع تريزومي 21 هستند و داراي يك كروموزوم اضافي مي باشند و شايعترين بيماران مبتلا به سندروم داون از اين نوع مي باشند .دراين نوع بيماري در مجموع كروموزومي بيست ويكم بجاي يك جفت ،سه كروموزوم وجود دارد و حالتي را باعث مي شود كه به آن تريزومي مي گويند .2- نوع موزائيسيسم موقعي بوجود مي آيدكه در رشد برخي از سلولهايي كه اين كروموزوم اضافي را دارا مي باشد اشكالي بروز مي كند در چنين وضعي در ساير سلولهاي عيبي وجود ندارد.3- در نوع سوم يا انتقال بين كروموزوم تمام سمتهاي مربوط به كروموزوم اضافي زوج بيست ويكي ،به دو كروموزوم ديگر مي چسبند .   

علت بروز سندرم داون چیست؟
به طور معمول، هر کودک در زمان لقاح اطلاعات ژنتیکی خود را به وسیله 46 کروموزوم از والدین خود به ارث میبرد: 23 کروموزوم از مادر و 23 کروموزوم از پدر. اما در اکثر موارد بروز سندرم داون، کودک یک کروموزوم اضافه دریافت میکند و به جای 46، 47 کروموزوم به اومنتقل می شود.( شكل 1)    این ماده اضافه ژنتیکی موجب تاخیر در رشد جسمانی و عقلانی کودک می شود،  هر چند کسی به طور قطع نمیداند که چرا این حالت اتفاق می افتد و هیچ روشی برای پیش گیری از اشتباه کروموزومی که موجب این نارسایی می شود ، شناخته نشده است .  تا مدتها تصور  می شد بیشتر مبتلایان به دی.اس. از مادران بالای 35 سال به وجود آمده اند، اما آمار وتحقیقات پزشکی جدید ثابت کرده است که 80 درصد کودکان مبتلا به سندرم داون از زنانی زیر 35 سال متولد شده اند، البته بالا رفتن سن مادر شانس ابتلا به این سندرم را افزایش می دهد اما مهمترین دلیل بروز آن نیست. 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:26  توسط محمد گنجويان  | 

سندروم داون چگونه اثر مي گذارد؟

کودکان مبتلا به سندرم داون دارای خصوصیات ظاهری مشابه هستند که از جمله بارزترین آنها میتوان به نیمرخ مسطح، چشمان مورب رو به بالا، گوشهای کوچک، یک تک خط در وسط کف بزرگ اشاره کرد. یک پزشک معمولا با یک معاینه جسمی میتواند بگوید که یک نوزاد دچار چنین نارسایی هست یا خیر.

ماهیچه های کوتاه و مفاصل نرم هم از جمله خصوصیات کودکان مبتلا به دی. اس هستند و نوزادان مبتلا به آن بیش از حد سست و بی تعادل هستند(شكلهاي 2 و 3 ). هرچند این حالت میتواند به مرور زمان کم شود، اما بیشتر کودکان مبتلا به دی.اس. اصولا دیرتر از کودکان دیگر به نقاط عطف رشد - مانند چهار دست و پا رفتن، نشستن و راه رفتن- میرسند.

                                               

 

 

معمولا این کودکان در زمان تولد قد و وزن معمولی دارند اما به طور کلی رشد آنها از سرعت کمی برخوردار است و از همسالان خود کوچکتر به نظر میرسند. در کودکان زیر 2 سال، کشیدگی کم و حرکات محدود ماهیچه موجب بروز اشکالاتی در مکیدن و غذا خوردن و همچنین مشکلات هاضمه دیگری چون یبوست میشود. کودکان نوپا و بزرگتر نیز ممکن است در حرف زدن، یادگیری و انجام کارهای شخصی چون غذا خوردن، لباس پوشیدن و دستشویی رفتن تاخیر زیادی داشته باشند.

سندروم داون به اشکال متفاوتی بر تواناییهای شناختی کودکان تاثیر میگذارد، اما بیشتر آنها دچار عقب افتادگی ذهنی خفیف تا میانه هستند. کودکان مبتلا به دی.اس. میتوانند بیاموزند و در طول زندگی خود قادر به پرورش مهارتهایی هستند. به زبان ساده، آنها با سرعتی متفاوت از دیگران به اهداف خود دست می یابند - و به همین دلیل بسیار مهم است که آنان را کودکان دیگر و حتي با کودکان شرایط مشابه، مقایسه نکنیم این کودکان دارای طیف وسیعی از تواناییها هستند و هیچ راهی وجود ندارد تا در هنگام تولد پیش بینی شود که آنها در چه زمینه ای موفق خواهند بود.


مشکلات طبی مربوط به سندرم داون:

در حالی که بعضی کودکان دارای دی.اس. هیچ مشکل خاص سلامتی ندارند، عده ای از آنها دچار انواع مشکلات طبی هستند که نیازمند توجه و رسیدگی خاص است. برای مثال، نیمی از تمام کودکانی که با سندرم داون متولد میشوند دچار نقص قلب مادرزادی بوده و مستعد ابتلا به فشارخون ریوی هستند. این مشکلات توسط کاردیوگرافی اطفال قابل شناسایی هستند و بیشتر آنها با دارو یا جراحی رفع می شوند. تقریبا نیمی از این کودکان دارای مشکلات  شنوایی و  بینایی  هستند.     کاهش شنوایی میتواند به دلیل جمع شدن مایع در گوش میانی یا ناهنجاری ساختمان گوش باشد. مشکلات بینایی معمولا شامل تاربینی (تنبلی چشم)، نزدیک یا دور بینی و افزایش احتمال ابتلا به آب مروارید است.

 

روشهاي اندازه گيري ميزان عقب ماندگي ذهني:

دو عامل اساسي كه براي تعيين ميزان عقب ماندگي ذهني بايد مورد سنجش قرارگيرند عبارتند از :هوش و رفتار سازشي كه رفتار سازشي در بالا تو ضيح داده شد در اينجا ما به اختصار به بحث  در باره اندازه گيري عقب ماندگي ذهني بوسيله هوش  مي پردازيم.

 

 

 

تستهاي هوش:

تستهاي زيادي براي تعيين بهره هوشي وجود دارد. براي تعيين سنجش و پيشگوييهاي دقيق تستهاي فردي معمولاً بر تستهاي گروهي ترجيح دارند. دو نمونه از تستهاي كه براي ارزيابي بهره هوشي ،بيشتر بكار مي روند ،عبارتند از تست استنفورد بينه وتست تجديد نظر شده هوشي و كسلر.تست هوشي وكسلر مخصوص بزرگسالان (WAIS )و مخصوصو كودكان پيش دبستاني و دبستاني (WPPSI ) به ترتيب اجرا مي شود.هرچند تست وكسلر دارراي دو جنبه است كه هم مي تواند هوش كلامي و هم هوش عملي را اندازه گيري كند،بنابراين تست به دو قسمت كلامي وعملي وتعدادي تستهاي فرعي  تقسيم مي شود . اين تستها نسبت به بقيه تستها از روايي و اعتبار بيشتري بر خوردار اند.

 

نشانه هاي باليني كودكان ستدروم داون:

به طور كلي تشخيص كودكان سندروم داون به لحاظ وجود علائم خاص باليني چندان مشكل نمي باشد. در اغلب موارد به محض تولد كودك مبتلا به سندروم داون ،ويژگيهاي بارز او قابل ملاحضه است.اما در كل مي توان از  علائم زير پي به سندروم داون بودن كودك كرد.  

 

الف) نشانه هاي باليني كودكان ستدروم داون:

1- سر وچشم ها 2-بيني گوش ها، دهان زبان ودندانها 3- گردن ،مخ،عضلات ودستها4-پاها ،پوست ، مو و قد 5- وزن 6- رشد در دوره نوجواني .

 

 

ب) ملاحضات پزشكي در كودكان مبتلا به سندروم داون

1- ناراحتي هاي قلبي 2- آسيب پذيري در برابر بيماري هاي عفوني 3- مشكلات گوارشي 4-مشكلات بينايي 5 بيمار ي لوكميا 6- شكاف  لب 7- انحناي پا 8 نارسايي شنوايي 9- اختلال در غده تيروئيد 10- صرع 11- الزايمر .

به بيان ديگر ويژگيهايي كه بدانها اشاره شد  در اكثر موارد ديده مي شوند اما لزوماً هر كودك موسوم به سندروم داون همه ويژگيها وعلائم و آثار مورد نظر را ندارد. ممكن است كودكي يك   يا چند نشانه مورد نظر را اصلاً دارا نباشد اما بعضي از علائم به طور فوق العاده نامحسوس در او قابل ملاحضه باشد.

 

 

 

سوالي  كه بيشتر مطرح مي شود :

و ضعيت تحقيق در مورد استفاده از هورمون رشد براي بچه هاي مبتلا به سندروم داون  ،چگونه است. ؟

نتايج استفاده از هورمون رشد  براي بچه هاي مبتلا به سندروم داون ،هنوز مراحل آزمايش خود را طي مي كند،اما گزارشهايي وجود دارد كه هورمون مذكور افزايش رشد را در بچه هاي مبتلا به سندروم دان ،كه براي مدت كوتاهي از  آن  استفاده كرده اند تأييد مي نمايد. در هر صورت ،اين گزارشها ،مطالعات كنترول شده  نبوده اند ،بنابراين شواهد علميوجود ندارد كه فوايد استفادهء درازمدت هورمون رشد را در افزايش نهايي يا طبيعي قد به اثبات برساند . امروزه هيچ مطلب يا نشانهء متقاعد كننده اي كه اندازه سر و يا كاركرد ذهني كه با استفاده از هورمون رشد، افزايش يافته باشد و جود ندارد.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:26  توسط محمد گنجويان  | 

تاريخچه آموزش به كودكان عقب مانده ذهني:

علاقه مندي به ارضاي نيازهاي كودكان استثنايي در اوايل سال 1800 اغاز شد .وهدف ان بود كه كودكان ((كودن)) را مورد آموزش و حمايت قرار دهند.پزشكان اروپايي نظير ايتارد،پنيل،سگن،و مونتسوري كوششهايي منظم وسيستماتيك جهت معالجه و آموزش كودكان استثنايي به عمل اورند.افكار انقلابي كه انها ارائه داده اند عبارت بود ازآموزش انفرادي ،طبقه بندي وظايف اموزشي به سبكي دقيق،تاكيد برانگيختن حواس وانگيزه اي كودك،سازمان دادن دقيق در محيط كار كودك،ارائه تشويق جهت كارهاي بهتر ،اجاد مهارتهاي لازم وايجاد اين عقيده كه هر كدام بايد تا انجا كه ممكن است مورد آموزش درست قرار گيرند.دانشمندان امريكايي هوو  و  گالوت باعث شدند كه افكار و روشهاي مربوط به آموزشهاي ويژه وارد اين كشور شوند.اما در اواخر قرن نوزدهم پيشرفت ان افت بسيار زيادي كرد  واين روند تا سالهاي بعد از جنگ جهاني دوم كه علاقه جديدي نسبت به اموزش كودكان استثنايي دوباره به ظهور رسيد  ادمه پيدا كرد. در اين مدت نفوذ متخصصان اروپايي نظير فراستيگ،ورنر و هابس باعث شد كه تكنيكها و روشهاي جديدي به وجود آيد. به ميزان زيادي كوششهايي از طرف متخصصان علوم مختلف نظير متخصصان پزشكي ،روانشناسي ،جامعه شناسي و آموزشهاي ويژه به منظور كمك به آموزش كودكان استثنايي صورت گرفت و فعاليتهاي دسته جمعي كه از طرف اين دانشمندان انجام شد منجر به پيشرفتهايي شد كه بسيار گسترده تر از اقداماتي بود كه به صورت روشهاي سنتي در سابق در جريان بود.

قسمت اعظم پيشرفتهايي كه در تاريخ آموزشهاي ويژه به عمل امده است مرهون كوششهاي مشترك متخصصان حرفه اي و والدين است .مثلاً انجمن كودكان استثنايي(cec) يكي از انجمنهاي موثري است كه با شعباتي كه دارد كارهاي زيادي در اين زمينه انجام داده است.از جمله اين كارها مي توان به مواردي اشاره كرد :مطالعه تحقيقات در باره معلوليتهاي ويژه،اجراي ب رنامه هاي آموزشي ويژه . سازمان ديگري به نام سازمان شهروندان غقب مانده (arc)وظيفه دارد كه اطلاعات لازم را درباره معلوليتهاي مختلف براي والدين ،اولياي مدارس ، وعموم مردم فراهم اورده وهمچنين خدمات لازم را در اختيار كودكان قرار دهد .تعهد افراد در اين قرن قرن نسبت به اين اصل كه هر فرد حق دارد تا ان جا كه ممك است از زندگي و اموزش وپرورش عادي بر خوردار شود ،سيستم قانون گذاري را نيز واداشته است تا در اين مورددخالت كند. در نتيجه دو نوع قانون در اين رابطه به تصويب رسيده است. قوانين مجاز كه مدارس  را در ارائه اموزشهاي ويژه ازاد مي گذارد و قوانيني كه فراهم نمودن اين اموزشها را امري اجباري قلمداد ميكند .قانون pl 94_142 كه برنامه آموزشي را براي همه كودكان استثنايي لازم تشخيص داده است چنين تصريح مي كند :((براي اينكه مدارس بتوانند از كمكهاي مالي دولت برخوردار باشند بايد اموزشهاي لازم را براي همه كودكان استثنايي بطور مناسب و رايگان فراهم نمايد)).در طول سالها قوانين مربوط به آموزش كودكان استثنايي به صورت قطعي و مشخص در آمده است.امروزه قوانين دولت در زمينه ارائه خدمات به كودكان استثنايي نقش رهبري را برعهده گرفته است ،اما بودجه اي كه به اين كار اختصاص داد است فقط درصد كوچكي از هزينه هاي آموزشهاي ويژه  را جبران ميكند و ديوان عالي امريكا از تعريف اموزشهاي ويژه به صورت مناسب كه بتواند استعدادهاي كودكان را  تا بالاترين حد ممكن شكوفا سازد ،تاكنون خود داري كرده است.يكي از اموري كه دادگاهها بايد در مورد ان تصميم بگيرند روشن ساختن واژه مناسب در رابطه با آموزشهاي ويژه است . مسائل ديگري كه در  رابطه با آموزشهاي ويژه بايد حل شوند عبارتند از :

1-معلمان تا چه اندازه قادرند انچه را كه قانون مشخص كرده است اجرا كنند؟

2-قوانين ومقررات و موضوعه تا چه اندازه مي توانند به خودي خود به هدف تبديل شوند؟

3-ميزان صلاحيت قانون گزاردن و قضات براي تعيين خط مشي آموزش وپرورش تا چه حد است؟

تعاريف عقب ماندگي ذهني

 

طي اين قرن تغييرات مهمي در تعاريف عقب ماندگيهاي ذهني رخ داده است .تعريف هاي نخستيني كه از اين اصطلاح به عمل آمده عموماً مختصر وروشن بودند بطوريكه نسبتاً جايي براي بحث در آنان باقي نبود. اما بعد ها هرچه خواستند مطالب بيشتري در رابطه با عقب ماندگي ها فراگيرند ،مجادلات بيشتري بر سر چگونگي تعاريف به وجود امد .سالهاي زياد تعريف مورد قبول واستاندارد در مورد عقب ماندگي هاي ذهني متعلق به ادگارد دال بوده است . به نظر او: (( براي ارائه يك تعريف و مفهوم درست يطور كلي رعايت پنج معيار ضرورت دارد كه عبارتند از : 1-عدم قابليت اجتماعي كه از عقب ماندگي ذهني ناشي مي شود 2-عقب ماندگي هايي كه جريان رشد را متوقف مي سازد.3-عقب ماندگي هايي كه مانع بلوغ وپيشرفتند.4-عقب ماندگي هايي كه ريشه سرشتي دارند .5-عقب ماندگي هايي كه لزوماً غير قابل درمانند)).در كل بايد گفت كه عقب ماندگي در هر نوعش كه باشد باعث مشكلات زيادي براي افرد مبتلا و حتي جامعه اي كه اين افرا د در آن زندگي مي كنند  مي شود و جامعه وظيفه دارد كه براي كم كردن اين كاستي ها امكانات لازم را در اختيار آنها قرار داده و به آموزش مستمر آنها بپردازد.

 

 

هدف هاي آموزشي وتوان بخشي كودكان سندروم داون:

در تعين هدف هاو برنامه هاي  آموزشي  و توان بخشي كودكان عقب مانده مبتلا به سندروم داون مي بايست با وسعت ديد و جامعيت لازم همه ابعاد وجودي ،استعدادها و توانمنديهاي بالقوه آنها در جهت نيل به يك زندگي مولد و فعال در نظر داشت . به عبارت ديگر لازم است ترتيبي اتخاذ نمود تا با طرح واجراي برنامه هاي آموزشي و توان بخشي جامع در دوره هاي مراحل مختلف رشد ،از روزهاي اول زندگي تا سالهاي سالمندي ،كودكان وبزرگسالان سندروم داون به حد اكثر قابليت هاي  توانمندها ،كفايتهاي شخصي ،خانوادگي ،شغلي واجتماعي نايل آيند. بنابراين اهدافي كه به آنها اشاره مي شود ، بسيار كلي بوده و مي تواند در سطوح مختلف براي همه سنين و دوره اي رشد كودكان و بزرگسالان مبتلا به سندروم داون مطرح باشد ،اما آنچه فوق العاده مهم است طرح وتهيه و اجراي برنامه هاي جامع آموزشي و توان بخشي و متناسب است با ويژگي هاي جسمي و ذهني و رواني كودكان و بزرگسالان مبتلا به سندروم داون در سنين مختلف ، در نيل به هدفهاي تعيين شده مي باشد .در اينجا بعضي از هدف هاي آموزشي و توانبخشي در رابطه با ك.دكان عب مانئه ذهني به طور اعم و كودكان مبتلا به سندروم داون به طور اخص اشاره مي نمائيم:

1- تقويت وتوسعه مهارتهاي حسي وحركتي:  

تقويت مهارتهاي حسي وحركتي كودكان مبتلا به سندروم داون در زمينه هاي مختلف ،از مهمترين برنامه هاي آموزشي و توان بخشي اين كودكان است. كسب اين مهارت اساسي ،مقدمه لازمي براي نيل به خود ياري و كفايتهاي شخصي و حرفه اي است.

 

2- پذيرش مسؤوليت هاي اجتماعي  :

تربيت كودك مبتلا به سندروم داون در مسير پذيرش مسوليت هاي اجتماعي ،تجهيز نمودن او به مهارتهاي و ابزار لازم در پذيرش و ايفاي و ظايف اجتماعي از امور بسيار مهم است .بدون شك، مسئله آشنا نمودن كودكانو نوجوانان مبتلا به سندروم داون به مسئوليت اي اجتماعي ،از همان كودكي ، با ارائه الگوهاي رفتاري مناسب در خانواده اغاز گرديده و در مدرسه با تأكيد بيشتر تقويت مي شود .

 

3- بر قراي روابط مفيد و موثر با ديگران:

خوب گوش دادن  واضح صحبت كردن و حفظ ارتباط بصري از اساسي ترين مهارتهاي لازم براي كودكان و نوجوانان مبتلا به سندروم داون در برقراري روابط بين فردي است شركت در فعالت هاي گروهي، گفت و شنود دوستانه ، دوست يابي و حفظ روابطه دوستانه با همسالان و همكلاسي ها و اطرافيان مي تواند تجارب پر باري را براي كودكان و نوجوانان مبتلا به سندروم داون به همراه داشته است . بدون شك ،نظافت شخصي ،نظيف بودن و آراستگي ظاهر ، برخورداري از يك نگرش مثبت و سازنده و ترغيب وتشويق والدين در برقراري روابط متقابل اجتماعي بسيار مؤثر است.

 

4- كسب مهارتهاي ارتباطي:

توانمندي كودك ونوجوان مبتلا به سندروم داون در كسب مهارتهاي اوليه و كاربردي در خواندن ،نوشتن ،صحبت كردن واضح و روان ،فهم و درك صحيح صحبت ديگران واستفاده از تلفن همواره موردتاكيد همه محققان و دست اندركارن برنامه اي آموزشي و توان بخشي كودكانعقب مانده ذهني بوده است. در اين رابطه ،مهارت خواندن ،از اساسي ترين ابزار حيات اجتماعي و ارتباطي شغلي  كودكان و نوجوانان مبتلا به نروم داون محسوب مي شود. بديهي است در مقايسه با نوشتن ،حساب كردن ، خواندن يك كنش ذهني نسبتاً پيچيده است و مستلزم برخورداري از توان ذهني بالاتري مي باشد. در هر حال بسياري از كودكان مبتلا به سندروم داون قابليت آموزش پذيري و بالطبع ((خواندن)) را دارند.

 

 

5-بازي،ورزش،تفريح واستراحت:

كودكان و خصوص نوجوانان و بزرگسالان با سندروم داون مي بايست احساس رخوشايندي از تفريح كردن و فعاليت هاي ورزشي داشته باشند . بايد شناختي از رابطه كاكردن(فعاليت مكلف و يا موظف) و استراحت نمودن در آنها بوجود آيد. فعاليت هاي ورزشي وتفريحي سالم از عوامل بسيار سازنده و رشد دهنده شخصيت كودك و نوجوان با سندروم داون است.

 

6- مهارتهاي خاص شغلي و حرفه اي:

آموزش مهارتهاي خاص شغلي و توانبخشي حرفه اي  ، تمرين و كسب تجارب لازم در آنها ،در محيط هاي آموزشي و كارگاههاي حمايت شد از جمله برنامه هاي مهمي است كه نوجوانان مبتلا به سندروم داون را براي اشتغال مفيد در مشاغل مختلف جامعه آماده مي نمايد. بدون شك نوجوانان و بزرگسالان مبتلا به سندروم داون مي توانند در سطوح مختلف در غالب مشاغل به طور مفيد اشتغال داشته باشند.كارهايي از جمله ،كاركردن در كارگاههاي نجاري،كارخانه هاي نيمه صنعتي ،كار در فروشگاهها، آهنگري . غيره ... .

 

 

توانمنديها مورد انتظار از دانش آموزان عقب مانده ذهني ((سندروم داون))

 

 

اگرچه كودكان و دانش آموزان عقب مانده ذهني از رشد ذهني محدودتري برخوردارند و توان يادگيريشان به طور قابل ملاحظه اي پايين تر از حد متوسط است . اما آنچه كه بسيار مهم است اين است كه اين كودكان مي توانند در يادگيري مهارتهاي مختلف پيشرفت خوبي از خود نشان بدهند. و استعدادهاي وجودي اما محدود خود را شكوفا نمايند. بدون ترديد تعليم وتربيت جامع اين كودكان مي تواند آنان را افرادي مولد و سازنده براي جامعه اي كه در آن زندگي مي كنند آماده نمايد. اما در هر حال بايد همواره در نظر داشت كه نبايد انتظارات و توقعات ما از اين كودكان نامقعول و غيره منطقي باشد ، ميزان موفقيت آنها در يادگيري و انجام فعاليتهاي مختلف ،اساساً بستگي به شرايط مغزي رشد ذهني و انگيزه و تلاش ايشان دارد. لذا از اعمال هرگونه فشار و خشونت در امر آموزش و توان بخشي آنها بايد اكيداًاجتناب داشت . هرگز با تنبيه وخشونت نمي توان شوق و انگيزه انرژي بخش در آنها بوجود آورد.

تا به امروز هيچ يك از پزشكان، روان پزشكان، روانشناسان و يا معلمان و مربيان ،ادعايي براي اينكه با شيوه مشخص و ثابت و قابل قبول براي همه مي توان رشد مغزي اين كودكان را تسريع نمود و يا بطور قابل ملاحضه ظرفيت محدود مادرزادي ذهن آنها را بيشتر كرد مطرح ننموده اند، مگر اينكه تاكيد همگان بر برنامه ريزي آموزشي متناسب و ايجاد نگرش و بازخورد مثبت و انگيزه و رغبت در از بالقوه به بالفعل رساندن استعدادها بوده است.علاو هبر اينها همان طوري كه پيش از اين نيز اشاره شد اصل تفاوتهاي فردي در بين كودكان با سندروم داون كاملاً صادق است. هركودك با سندروم داون با كودكان مشابه ديگر از جهات مختلف جسمي و ذهني و عاطفي  تفاوتهاي محسوسي دارد. به عبارت ديگر ، توانمندي بالقوه هر كدام از كودكان مبتلا به سندروم داون با ديگران متفاوت است. از نظر هوش ،تفاوتهاي محسوسي بين كودكان مبتلا به سندروم داون ديده مي شود . لذا نمي توان از همه آنهاانتظار واحدي داشت. بنابراين والدين و اوليإ  آموزش و پرورش كودكان استثنايي به طور اعم و مسؤلين مدارس و مراكز ويژه دانش آموزان عقب مانده ذهني در نيل به اهداف تعليم وتربيت استثنايي مسؤليت خطيري برعهده دارند.

به طور كلي از همه دانش اموزان عقب مانده ذهني اعم از سندروم داون و غيره انتظار مي رود كه در فعاليت ها و مهارتهاي معمول و اساسي زير لز خود قاليت هاي لازم را نشان دهند:

1.       لباس پوشيدن

2.      غذا خوردن

3.     مرتب بودن وانجام امور نظافتي

4.     توالت رفتن

5.     رعايت بهداشت و حفظ تندرستي

6.      گذراندن اوقات فراغت

7.     فعاليت هاي حركتي و مهارتهاي بدني

8.     ارتباط اجتماعي

 

ميزان توانمندي دانش آموزان عب مانده ذهني در هريك ازاين موارد  در شرايط . موفقيت هاي متفاوت ،خانه،مدرسه و محيط اجتماعي و محيط كار در سطوح مختلف مورد ارزيابي قرار مي گيرد . بديهي است انتظارات مطلوب از نظام  آموزش استثنايي اين است كه دانش آموزان عقب مانده ذهني را بگونه اي تحت تعليم و تربيت قرار دهند كه آنها قادر باشند در بالاترين سطح ممكن( استقلال شخصي) در كسب مهارتها واحراز حداكثر قابليت ها در موارد ذكر شده در خانه ، مدرسه ، كارگاه و محيط اجتماعي موفق شوند .

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:25  توسط محمد گنجويان  | 

مرحله اول

جدول 1 مرحله اول :تشخيص عقب ماندگي ذهني

 

نام:

نام خانوادگي:

تاريخ تولد:

اعضاي گروه ارزيابي:

فرهاد

س

 

2/ 5  /1377

هئيت ارزيايب اموزشگاه شهداي بانك تجارت

 

1

بهره هوشي :

نام آزمون:

تاريخ اجراي آزمون:

37

ازمون ترسيم ادمك گوديناف

20/  9  /138

 

2

محدوديت هاي مربوط به دو يا چند حوزه از حوزه هاي مهارت سازشي:

بلي:................*.............................

خير :............................................

ارزيابي مهارتهاي سازشي:

تاريخ اجراي آزمون......................................................................................................    20  / 9  /1382

محدوديتهاي مهم:

ارتباط:

بلي..........*....................................

خير..............................................

مراقبت از خود :

بلي............*..................................

خير..............................................

زندگي در خانه:

بلي..............*................................

خير..............................................

مهارت هاي اجتماعي:

بلي.................*.............................

خير..............................................

كاربرد منابع جامعه:

بلي...................*...........................

خير..............................................

خود رهبري:

بلي..................*........................

خير..............................................

سلامت وايمني:

بلي....................*..........................

خير..............................................

تحصيلات كاركردي:

بلي..............................................

خير...............*...............................

اوقات فراغت:

بلي..............................................

خير..............................................

اشتغال

بلي.............................................

خير.................*.............................

سن شروع:

از اغاز تولد

تشخيص:

تشخيص افتراقي عب ماندگي ذهني از نوع سندرمداون تربيت پذير

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:22  توسط محمد گنجويان  | 

مرحله دوم

جدول 2_ طبقه بندي و توصيف

 

نام :...فرهاد.

نام خانوادگي:..س.......................

تاريخ:............2../...5../....1377...................

 

 

بعد اول:كار كرد هوشي ومهارت هاي سازشي:

 

ارتباط:

 توانايي ها:...... توانايي انجام دادن و تشخيص محركات سمعي مختلف و توجه و انجامدادن دستورات ساده.

منبع:....اموزشگاه ، والدين

ضعف ها:...ناتواني در نوشتن

منبع:.....معلم و اموزشگاه

 

مراقبت از خود:

توانايي ها:..توانايي لباس پوشيدن و كفش پوشيدن

منبع:..... والدين

ضعف ها:. ناتواني در بستن دكمه هاي وبند كفشها.

منبع:....والدين

 

زندگي در خانه:

توانايي ها:.قادر بودن استفاده از تلوزيون

منبع:...والدين

ضعف ها:...بهم ريختن لوازم و اشياءخانه

منبع:والدين

 

مهارتهاي اجتماعي:

توانايي ها......توانايي ها شركت در بازيها وفعايت هاي گروهي

منبع:....والدين و اموزشگاه

ضعف ها...ناتواني در احترام گذاشتن به مسولين اموزشگاه ..

منبع:..........اموزشگاه

كار برد منابع جامعه:

توانايي ها:....توانايي در رفتن بيرون از خانه براي خريد

منبع:. والدين

ضعف ها: ناتواني در تشخيص بعضي از اجناس

منبع:..والدين

خود رهبري:

توانايي ها: ايجاد يك نگرش مثبت و مفيد در باره خود ياري و كفايت شخصي در زمينه هاي غذا خوردن ،توالت رفتن و نظافت شخصي.

منبع:.معلم و والدين

ضعف ها:.ناتواني در كنترل احساسات و هيجانات و تحمل شرايط مختلف عاطفي

منبع:..معلم آموزشگاه و والدين

 

سلامت وايني:

توانايي ها:..توانايي دفاع از خود به شيوه مناسب و مطلوب

منبع:..اموزشگاه،والدين

ضعف ها:...ناتواني در تشخيص به موقع عبور از خيابان

منبع:...والدين

 

تحصيلات كار كردي:

توانايي ها:......................*................................................................................................

منبع:...............*........................................

ضعف ها:...................*....................................................................................................

منبع:........................*...............................

 

اوقات فراغت:

توانايي ها:.سرگر كردن خود با اشياء مورد علاقه اش و كنجكاوي در رابطه با انها

منبع:.....والدين

ضعف ها:.خراب كردن اسباب بازي هايش

منبع:.والدين

 

اشتغال:

توانايي ها:........*..............................................................................................................

منبع:.................*......................................

ضعف ها:..........*.............................................................................................................

منبع:..............*.........................................

 

بُعد دوم: ملاحظات روانشناختي وهيجاني

توانايي ها وضعف هاي فرد را با استفاده از روش مشاهده ء رفتار ،ارزيابي باليني يا تشخيص رسمي (مانند

DSM-IV-TR ) توصيف كنيد و براي هر مورد منبع را مشخص نماييد.

توانايي ها:.كنجاي در اشياءپيرامونش

منبع:...والدين

ضعف ها:.. اختلال شخصيت ضد اجتماعي

منبع:..اموزشگاه

 

بُعد سوم: ملاحظات جسماني،بهداشتي و علت شناسي

تشخيص مربوط به سلامت ،علت شناسي اوليه و عوامل مؤثر را بر اساس مشاهدهء رفتار ،ارزيابي باليني يا تشخيص رسمي (مانند ICD10 ) فهرست كنيد.

 

تشخيص مربوط به سلامت:

 انجام امور روزانه با مشكلات عديده اي كه براي خود و ديگران بوجود مي اورد ولي در كلاز سلامت كامل جسمي بر خوردار است.

 

 

 

 

 

 

 

 

علت شناسي اوليه:

داراي اختلال شخصيت ضد اجتماعي  كه شايد از كنجكاوي او در مورد اشياءپيرامونش نشأت گرفته باشد . كه اين هم با موزش او قابل درمان است.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:18  توسط محمد گنجويان  | 

عوامل جانبي:

تحريك او يوسله ساير دوستانش براي انجام دادن كارهاي غير عادي

 

 

 

 

مرحله سوم :

جدول سوم :ارائه نيمرخ وشدت حمايت هاي مورد نياز

نام:....فرها ...    نام خانوادگي:..........س.................................................     تاريخ:.2./....5../...1375....

حمايت هاي موردنياز ،فعاليت خاص و ميزان شدت حمايت مود نياز در هر حوضه يا بُعد را فهرست كنيد.

ميزان شدت عبارتند از: متناوب( I  ) ، محدود ( L  )، گسترده ( E ) و فراگير( P  ) .

 

بُعد اول : كار كردهوشي ومهارنهاي سازشي

حوزه يا بُعد

حمايت مورد نياز

فعاليت

ميزان شدت

P.E.L.I   

ارتباط:

نياز به تربيت

همكاري والدين با اموزشگاه

E

مراقبت از خود :

نياز به اموزش

تمرين در بست دكمه ها،لباس وبند كفشها

E

زندگي در خانه:

نظم و ارتباط

كمك والدين واموزشگاه

I

مهارت هاي اجتماعي:

احترام گذاشتن

تقويت كردن

L

كاربرد منابع جامعه:

اموزش در خريد اجناس

نوشتن مواد مورد لزوم

E

خود رهبري:

كننرول تكانه هاو هيجانات

تشويق والدين به ارام بودن

P

سلامت وايمني:

اموزش عبور ازخيابان

اموزش قوانين عبوراز خيابان

L

تحصيلات كاركردي:

*

*

*

اوقات فراغت:

اموزش مراقبت از اسباب بازيهايش

تقويت او هنگام كنجكاوي درست در باره اشياء

L

اشتغال

*

*

*

بعد دوم :ملاحظات روان شناختي و هيجاني

حوزه

حمايت مورد نياز

فعاليت

ميزان شدت

P.E.L.I   

سلامت رواني

دارو درماني از لحاظ رواني

مراجعه به روان پزشك

L

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:15  توسط محمد گنجويان  | 

بُعد سوم :ملاحظات جسماني وبهداشتي

حوزه

حمايت مورد نياز

فعاليت

ميزان شدت

P.E.L.I   

زندگي در خانه

نظم در امور روزانه

تهيه برنامه اموزشي

I

بُعد جهارم:ملاحظات محيطي

حوزه

حمايت مورد نياز

فعاليت

ميزان شدت

P.E.L.I   

اتباط

اموزش مداوم

تشويق

P

موقعيت هاي زندگي

توانايي ها:.... داشتن اتاق شخصي

منبع:..والدين

ضعف ها: بهم ريختن اتاق شخصي

منبع:والدين

اشتغال

توانايي ها:............*..........................................................................................................

منبع:................*.......................................

ضعف ها:..................*.....................................................................................................

منبع:.......................*................................

امور تحصيلي

توانايي ها:پيش دبستاني تربيت پذير

منبع:.اموزشگاه

ضعف ها:.عدم رعايت نظم در كلاس

منبع:.اموزشگاه

محيط مطلوب

محيط مطلوبي كه استقلال ،وابستگي متقابل،بهره دهي و يكپارچگي اجتماعي را تسهيل  مي كند را توصيف كنيد.

 

فرد مورد نظر فرهاد س به محيطي كه از نظر امنيت اجتماعي و هچنين از نظر مراقبت هاي ويژه از طرف والدين و روان پزشك براي كنترول تكانه هاي ضد اجتماعي او كه شايد ناشي از كنجكاوي وي در باره محيط يرامو نش است نياز مند مي باشد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:12  توسط محمد گنجويان  | 

مرحله چهارم

 

جدول چهارم- فرضيه ها وراهبردهاي تعيين علت

فرضيه ها

راهبردهاي احتمالي

I   آغاز دوره پيش از تولد

 

الف- اختلال هاي كروموزومي

 

 

 

ب- اختلال نشانگاني

 

 

 

ج- نارسايي سوخت وساز مادر زادي

 

 

 

 

 

 

 

د- اختلال رشد در تشكيل مغز

 

 

 

 

 

ه – تأ ثير محيطي

 

 

 

 

 

 

II آغاز دوره پيش از تولد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  III آغاز دوره پيش از تولد

 

الف – آسيب مغزي

 

 

 

 

 

 

ب – عفونت

 

 

 

ج – ختلال هاي مربوط به تخريب ميلين سلولهاي عصبي 

 

 

 

د- اختلال هاي تخريب كننده

 

ه- اختلال دهاي تشنجي

 

و – اختلال هاي سوخت وسازي وسمي

 

ز- سوءتغذيه

 

 

 

 

ج- محروميت هاي محيطي

 

 

 

 

 

_ معاينه جسماني گسترده كامل

_ ارجاع به متخصص ژنتيك

_تحليل كروموزومي ،مانند مطالعه ايكس شكننده

 

 

 

- بررسي تاريخچهءخانواده گسترده ومعاينه خويشاوندان

- معاينه جسماني گسترده و كامل

- ارجاع به متخصص ژنتيك باليني و يا عصب شناس

 

 

 

- بررسي اوليه از نظر اسيد هاي آمينه و آلي

- اندازه گيري اسيد هاي آمينه در خون ادرار ويا درمايع

 مغزي نخاعي

- تحليل اسيد هاي آلي

بررسي ميزان اسيد لاكتيك ،پيروويك،كارنيتن و اسيدهاي چرب

 

 

- بررسي توموگرافي رايانه مغز

- بررسي M.R.I  مغز

 

 

 

- نمودارهاي رشدي

- آسيب شناسي جفت (جنينشناسي )

- معاينهء جسماني مادر وتاريخچه ءمادري

- بررسي سم شناسي مادر وجنين در معاينه هاي پيش از تولد

- ارجاع به متخصص ژنتيك باليني

 

 

 

- بررسي سوابق مادر (مراقبت هاي پيش از تولد،وضع حمل    وزايمان)

- بررسي سوابق هنگام تولد ونوزادي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

- تاريخچه كامل پزشكي

- گرفتن عكس از جمجمه ،بررسي توپو گرافي رايانه اي

CT SCAN يا M.R.I براي شناسايي محل آسيب

 

 

 

 

 

- تاريخچه كامل پزشكي

 

 

 

- بررسي توپوگرافي رايانه اي و M.R.I

 

 

 

- بررسي توپوگرافي رايانه اي و M.R.I

 

- الكترو انسفالو گرافي

 

- مطالعه سم شناسي

 

- اندازه گيري وضعف بدني

- تاريخچه كامل و ضعف تغذيه

- تاريخچه خانوادگي از نظر تغذيه

 

 

- تاريخچه كامل اجتماعي

- ارزيابي روان شناختي

- مشاهدهء فرد در محيط جديد

 

 

 

-مطالعهء تركيب شناسي باف (هاتن لوچر، 1991)

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:11  توسط محمد گنجويان  | 

مرحله پنجم

جدول پنجم: عوامل مورد بررسي در ارزيابي موقعيت كنوني شخص

 

 

 

موقعيت هاي كنوني

سطح

يكپارچه سازي

 

  كامل،نسبي،

سطح

مشاركت

 

بالا ، متوسط،

شدت

حمايت

 

متناوب،محدود،

ساعت هاي خدمت در ماه

هيچ

پايين

گسترده،فراگير

برنامه آموزشي وتوان بخشي

آموزش اعمومي اجتماعي،مدرك آموزش عمومي آموزش مستمر ،آموزش خاص افراد عقب ماندهء ذهني خدمات توانبخشي فقدان آموزش رسمي و خدمات توانبخشي

نسبي

متوسط

متناوب

رفتن به مدرسه در طول سال تحصيلي

محيط زندگي

مستقل (خانه اجاره اي يا شخصي)

نيمه مستقل (سكونت در يك خانه اما با سرپرستي)

سرپرستي (خانه گروهي )

تسهيلات ويژه (بيمارستان، آسايشگاه و موسسه)

نسبي

متوسط

محدود

 

محيط اشتغال

اشتغال منظم

(خود اشتغالي،نيمه وقت ،تمام وقت )

استخدام با دريافت حمايت مستمر

اشتغال حمايت شده يا جداگانه (گارگاه حمايت شده)

بيكار

_ درجستجوي كار نبوده است.

_در جستجوي كار بوده است

باز نشسته

 

*

 

 

 

 

 

*

*

 

 

 

 

 

*

*

 

 

 

 

 

*

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:9  توسط محمد گنجويان  | 

 

منابع

·        نابساماني هاي رواني :تاليف دكتر پريور-علي. چاپ نهم، انتشارات كومش ،زمستان 1382

·    كود عقب مانده ذهني: رابينسون- نانسي ام و رابينوسون هالبرت بي، (ترجمه فرهاد مهاجر)، چاپ دوم مرداد1368 ،انتشارات استان قدس رضوي

·        كودكان معلول ذهني:مولف داورمنش، عباس،انتشارات نمايشگاه كتاب كودك، چاپ كوثر،زمستان 1363

·        اسيب شناسي: رواني تاليف دكتر شاملو ، سعيد، انتشارات رشد، چاپ نهم 1382

·        اختلالات رفتاري رايج در كودكان:دكتر افروز- غلامعلي انتشارات جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران، چاپ اول.

·    كليد برخورد باناتواني در يادگيري: دكتر باري اي ،مك و فرانسين جي، مك نامار ،(مترجم بهبهاني ،ترانه) .انتشارات صابرين، چاپ اول 1385.

·    كودكان استثنايي مفدمه اي بر آموزشهاي ويژه:دانيل بي .هالاهان،جيمز ام .كافمن( ترجمه مجتبي جواديان). به نشر انتشارات استان قدس رضوي، چاپ نهم 1384.

·    مقدمه اي بر روانشناسي و اموزش وپرورش كودكان عقب مانده ذهني :تاليف دكتر افروز-غلامعلي.  انتشارات دانشگاه تهران چاپ هفتم 1375.

·    DSM-IV-TR   متن تجديد نظره شدهء راهنماي تشخيصي و آماري اختلالهاي رواني چاپ چهارم 2000 انجمن روان پزشكي امريكا ترجمه دكتر محمد رضا نيكخو- هاماياك آودايس يانس .

عقب ماندگي ذهني تعريف و طبقه بندي نظام هاي حمايتي.انجمن عقب ماندي ذهني امريكا( ترجمه دكتر به پژوه، احمد دكتر غباري، باقر). انتشاراتدانشگاه تهران بهار 1380
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 0:5  توسط محمد گنجويان  | 

دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند.
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 15:34  توسط محمد گنجويان  |